به اين گونه بىپوشش - يا نمايندهء آن است كه او ( ص ) پوشش را براى زن بايسته .
نمىدانسته . يا مىدانسته و آن را از ياد برده يا در جلوگيرى از پرده درى ايشان كوتاهى نموده يا ايشان را بيم داده و ايشان نپذيرفتهاند و با اين همه خوش مىداشته كه از رفتار خويش دست بردارند و از همين روى چون به پشت پرده شتافتند شادمان شده و بر عمر آفرين فرستاده ، هر يك از اينها را كه بگيريم يا نيازمند آن است كه عمر از برانگيختهء خدا ( ص ) آئين شناستر باشد يا بر روى بنيادهاى راستين پايدارتر ، يا در آن چه به دستور خدا وابسته است سختگيرتر ، يا پر دلتر ؛ كه از بافتههاى بىخردانه به خدا پناه مىبريم .
دوم : آن چه هم به او ( ص ) بسته كه گفت : « سوگند به آن كه جانم در دست او است هرگز اهريمن تو را ديدار نكرد كه رهنمورد راهى باشى مگر آن كه راهى به جز راه تو در پيش گرفت . » چگونه است كه اهريمن از جانشين پيامبر مىهراسد و راهى به جز راه او در پيش مىگيرد و بزرگى پيامبر ( ص ) و نيرومندى باورهايش او را در هراس نمىافكند ؟ تا آن جا كه گام در راه او مىنهد و نمىگذارد كه ديگران را از بدى باز دارد ، و زنان نادرست كار را بر آن مىدارد كه آشكارا در برابر او كارهاى نا به جا كنند و از اين نيز بدتر آن كه اهريمن - نفرين خدا بر او باد - بر او ( ص ) آشكار مىشود تا جائى كه نماز او را مىشكند - هر چند سرانجام از نزد او نوميد برمىگردد - چنان چه بخارى در صحيح خود ج 1 ص 143 - نامهء نماز ، بخش كارهائى كه در نماز روا نيست - و نيز مسلم در صحيح خود ج 1 ص 204 - بخش روا بودن نفرين بر اهريمن در نماز ، هر دو آوردهاند كه بوهريره گفت : يك بار برانگيختهء خدا نماز خواند و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٥٤