تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
تو را خندان گرداند . گفت شگفت دارم از اين زنانى كه نزد من بودند كه چون آواى تو را شنيدند به پشت پرده شتافتند عمر گفت : اى پيك خداوند ! تو سزاوارترى كه از تو پروا داشته باشند سپس عمر گفت : اى زنانى كه دشمن خويشيد ! آيا از من پروا مىكنيد و از برانگيختهء خدا ( ص ) پروا نداريد ؟ گفتند آرى ! تو از برانگيختهء خدا ( ص ) درشتتر و تندتر هستى برانگيختهء خدا ( ص ) گفت : سوگند به آن كه جان من در دست او است هرگز اهريمن تو را ديدار نكرد كه رهنمود راهى باشى مگر آن كه راهى به جز راه تو در پيش گرفت امينى گويد : چه بىآزرم گزارشگرى كه اين داستان را در شمار برترىهاى كس ياد كند با آن كه آوردن آن در شمار ياوه‌ها سزاوارتر است زيرا نخست پنداشته است كه آن زنان از برانگيختهء خدا ( ص ) پروائى نداشته و از عمر پروا مىكردند و بر اين بنياد از وى مىپرسيم : آيا اين زنان - به گونه اى كه روشنگران داستان ( 1 ) براى پرده كشيدن بر رسوائىهاى آن گفته‌اند - زنان خود او ( ص ) بوده‌اند يا زنان بيگانه ؟ اگر پاسخ نخستين را برگزينيم هيچ انگيزه اى نداشته كه ايشان ناگزير باشند خويشتن را از او ( ص ) بپوشانند و از بسيار گوئى در برابر او بپرهيزند و به اين گونه از وى پروا نمايند ، زيرا زنان را با شوهرانشان برنامه هائى ويژه است و در پرده شدن آنان به هنگام آمدن عمر نيز از آن روى بوده كه وى را بيگانه مىشمردند نه آن كه از وى پروا كنند . اگر هم پاسخ دوم را برگزينيم - كه پرداخت فرازهاى داستان نيز همان را مىرساند ( 2 ) - در اين هنگام نشستن آن زنان بيگانه نزد برانگيختهء خدا - آن هم
هامش
( 1 ) برگرديد به ارشاد السارى 5 / 290 ( 2 ) همچون اين فراز : « نزد او زنانى از قريش بودند » و اين فراز كه از زبان پيامبر ( ص ) گزارش شده : « شگفت دارم از اين زنانى كه نزد من بودند » و نيز اين فراز كه از زبان عمر « اى پيك خداوند ! تو سزاوارترى كه از تو پروا كنند » و اين فراز ديگر از زبان او به زنان : « اى زنانى كه دشمن خويشيد ! آيا از من پروا مىكنيد و از برانگيختهء خدا پروائى نداريد ؟ » آرى پرداخت هيچ يك از اين فرازها سازشى با آن ندارد كه بگوئيم زنان خود پيامبر بوده‌اند . زيرا از فراز نخست بر مىآيد كه آن زنان ناشناس بوده‌اند و اين سخن پيامبر « اين زنانى كه نزد من بودند » آشكارا مىرساند كه بودن ايشان نزد او از رويدادهائى بوده كه بسيار پيش نمىآمده و اين سخن نمىتواند دربارهء زنان او درست باشد كه هميشه و هر دم در كنار او بوده‌اند و نيز گفتيم اگر ايشان همسران وى بوده‌اند نه پروا و پرهيزشان از وى به جا مىنمايد و نه اين كه با نداشتن چنان پروائى دشمنان خويش بشوند . زيرا آشكار كردن زيور و زيبائى براى شوهر ، گونه اى فرمانبرى از خدا شمرده مىشود نه نافرمانى او .