اهريمن از او مىهراسيده و مىگريخته و بر روى مىافتاده و راهى به جز راه او در پيش مىگرفته ؟
تازه برانگيختهء خدا كه آن بار تاخت بردن و آشكار شدن اهريمن رانده شده را به آن گونه پاسخ گفت مگر روزى كه اين زنان قريشى نزد او بودند ، آن دلاورىاش را كه آن جا پشتيبان نماز خود ساخت گم كرده بود تا به يارى آن باز گلوى اهريمن را بفشارد و آن زنان را از كار ناسزا باز دارد ؟
با نگرش به يكايك اين زمينهها است كه مىتوان هم ارزش آن گزارش را كه در برترى عمر آوردهاند شناخت و هم بهره اى را كه از راستى دارد و هم ارج صحيح بخارى را و هم مىتوان دريافت كه گزافگوئى در برتر خوانى و دوستى كور و كر كننده چه دسته گلها به آب مىدهد .
و تازه آن چه را از ساختههاى دست گزافه گويان در برترىهاى عمر در جلد پنجم با نشانى « زنجيره اى از گزارشهاى ساختگى » آورديم به يازده افسانهء اين جا بايد افزود .
به اين گونه است كه گزارشهاى گذشتگان را بر تو مىخوانيم
و به راستى كه ما تو را از سوى خويش يادآور نامه اى داده ايم
و هر كه از آن روى بگرداند به راستى در روز رستاخيز بار گناهى را بر دوش مىبرد « سورهء طه 99 ، 100 »
الغدير ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٥٦