دندان نشان مىدهد ؟
برخى از مردم كسانىاند كه سخنان ايشان دربارهء زندگى اين جهان ترا به شگفت آرد و خدا را بر آن چه در دل خود دارد گواه گيرد با آن كه او سرسختترين دشمنان است . بقره / 204
4 چهار نمايش شگفت انگيز و بزرگوارانه از عمر
1 - چون مصر گشوده شد ، مردم آن در ماه بؤنه از ماههاى غير عربى به نزد عمرو پسر عاص شدند و او را گفتند : اى فرماندار ! اين نيل ما را شيوه اى است كه جز با آن روان نمىشود پرسيد آن چيست ؟ گفتند چون سيزده شب از چنين ماهى بگذرد ما در جستجوى دختركى دوشيزه بر مىآئيم كه در خانهء پدر و مادر باشد آن گاه پدرش را خشنود ساخته و خود وى را با برترين جامهها و پيرايه هائى كه هست مىآرائيم و سپس او را به رود نيل مىافكنيم عمرو به ايشان گفت : چنين كارى در اسلام روا نيست و راستى را كه اسلام شيوههاى ناپسند پيشين را ويران مىسازد پس ماههاى بؤنه و ابيب و مسرى بر ايشان بگذشت و آب روان نگرديد - نه كم نه زياد - پس عمرو چگونگى كار را به عمر پسر خطاب ( ض ) نوشت و عمر نيز به او نوشت :
كارى كه تو كردى درست بود زيرا به راستى اسلام شيوههاى ناپسند پيشين را ويران مىسازد و هم به عمرو نوشت : به راستى من درون اين نامهام برگه اى براى تو فرستادم و چون نامهء من به تو رسيد آن را در رود نيل بيفكن پس چون نامهء عمر ( ض ) به عمرو پسر عاص رسيد ديدند در آن نوشته شده :
از سوى بندهء خدا عمر - فرمانرواى گروندگان - به نيل مصر ، پس از ديگر سخنان ، اگر تو از سوى خودت روان مىشدى ديگر روان مشو و اگر خداوند يگانه