تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
پرستشگاه‌ها براى آنچه بنياد نهاده شده ساخته گرديده و نيز گفت : در باز پسين روزگار ، گروهى خواهند بود كه سخن ايشان در پرستشگاه هاشان است خدا را با ايشان كارى نيست - و اين گزارش را ابن حبان در صحيح خود آورده است - و اين كه گفت : پرستشگاه‌ها را راه خود مگيريد مگر براى ياد خدا و نماز ( 1 ) چه گمان مىبرى بر پيامبر پاكيزه از هر گناه ، كه پيش از برانگيخته شدن او نيز پروردگار پاك نگذاشت به شنيدن ساز و آواز پردازد و اين جلوگيرى از وى براى گرامى داشتن او بود و براى بزرگداشت پايگاهى كه در پاكى داشت . آن گاه آيا پس از برانگيختن او - به گرامى پايگاه پيامبرى - رهايش مىكند تا با دل آسوده و بى هيچ نگرانى به آوازه خوانى زنان بيگانه گوش دهد و آنان برايش دست افشانى و پايكوبى نمايند ؟ پاسداران گزارشها از زبان فرمانرواى گروندگان ( ع ) آورده‌اند كه گفت از برانگيختهء خدا ( ص ) شنيدم مىگفت : از ميان برنامه هائى كه در روزگار نادانى پياده مىكردند من به هيچ يك از آنها گرايش پيدا نكردم مگر دوبار كه هر دو بار خداوند برتر از پندار ميان من و خواسته‌ام جدائى افكند زيرا من شبى به كودكى از قريش كه بالاى مكه با من به چراندن چارپايان مى - پرداخت گفتم مىشود گوسفندان مرا نيز بپائى تا به مكه درآيم و از بگو بخندهاى شبانهء جوانان برخوردار شوم او گفت برو پس من به اين خواست راه افتادم تا به نخستين خانه از خانه‌هاى مكه رسيدم آواى خوانندگان و نوازندگانى شنيدم كه دف مىزدند و ساز مىنواختند . گفتم اينها چيست ؟ گفتند فلان پسر فلان ، فلان دختر فلان را به زنى گرفته . پس من نشستم تا آنان را بنگرم و خداوند بر گوشم زد تا خوابم برد و بيدارم نكرد مگر برخورد آفتاب . گفت : پس به نزد يار همراهم شدم او پرسيد چه كردى گفتم كارى نكردم - و گزارش را به او دادم - سپس شبى ديگر مانند آن چه بار گذشته از وى خواسته بودم ، از وى خواستم ، و او گفت
هامش
( 1 ) اين گزارشها و ماننده‌هاى آن را حافظ منذرى در الترغيب و الترهيب 1 / 89 تا 92 آورده است