به درآورد ناروا گردانيد . . . »
7 - و ناآگاهى او از گوشهها و لايههاى سخنانى كه از نامهء خدا گرفته شده بود .
8 - و دستور او به سنگسار كردن زنى كه از زور بيچارگى تن به بيگانه سپرده بود با آن كه در نامهء فرزانهء خدا آمده : هر كس در انجام گناه ناچار بود و آهنگ نافرمانى و ستم نداشت گناهى بر او نيست . »
9 - و جستجوى او پيرامون كسانى كه آوازى به راه اندخته و او را دو دل ساخته بودند ، سپس نيز بالا رفتن او از ديوار خانهء ايشان و گام نهادن در خانه ، بى آن كه درود بر ايشان فرستد . بىهيچ پروائى از اين سه فراز از نامهء خدا : « جستجو نكنيد » « از در به درون خانهها شويد » « چون به خانه هائى درآمديد درود بگوئيد » .
10 - و ناآگاهى او از اين كه مرده ريگ كلاله ( بىپدر و فرزند ) چگونه بخش مىشود با اين كه آن فراز تابستانه ( آيهء صيف ) را مىشنيد .
11 - و اين كه گفت : مرده را با گريستن زندگان بر وى ، شكنجه مىدهند كه گوئى اين سخن خداى برتر از پندار را نخوانده بود : بار گناه هيچ كس را بر دوش ديگرى ننهند .
12 - و سخن نسنجيدهء او دربارهء رها كردن زن ، كه نشانهء كوتاهىاش در دريافت اين سخن از خداى برتر از پندار است : « رها كردن زن دوبار است . . . »
13 - و جلوگيرى او از متعهء حج با آن كه اين سخن خداى برتر از پندار را مىخواند : حج و عمره را براى خدا به انجام رسانيد . . .
14 - و ناروا شناختن زناشوئى موقت ، كه نشان مىداد اين فراز از سخن خداى برتر از پندار را فراموش كرده : هر يك از زنان را كه بهرهء خويش از ايشان برديد پاداش ايشان را بدهيد .
گستردهء فشرده فرازهاى بالا را در جلد ششم از اين نگاشتهء ما زير نشانى « نشانههاى شگفت » مىتوان يافت و همان جا به زمينههاى بسيارى از قرآن بر مىخوريد كه
الغدير ( فارسي ) — صفحة 103
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٠٣