دربارهء عبد اللَّه پسر عمر عمرى هم ابو زرعهء دمشقى از زبان احمد آورده است كه در زنجيرهء گزارشها مىافزوده و ناسازگارى مىنموده و مردى نيك بوده و ابن مدينى گفته : گزارش او سست است و از زبان يحيى بن سعيد آوردهاند كه چيزى از گزارشهاى او نبايد بازگو كرد و صالح جزره گفته گزارشهاى او آشفته و سست است و نسائى نيز گفته گزارش او سست است و ابن سعد گفته گزارش بسيار دارد كه سست شمرده شده و ابو حاتم گفته ، گزارشهاى او را مىنويسند و پشتوانهء گفتگو نمىگيرند و ابن حبان گفته : وى از كسانى بود كه شايستگى برايشان چيره شد تا از نگاهدارى ، ناآگاه ماند و سزاوار آن گرديد كه گزارشهايش رها شود .
و بخارى گفته : يحيى پسر سعيد گزارشهاى او را سست مىشمرد و ابو احمد حاكم گفته : سخن او در نزد ايشان نيرومند نيست و ابن شيبه گفته : در زنجيرههاى گزارشها بسيار مىافزوده ( 1 )
دربارهء زيد پسر ارقم نيز بايد گفت كه درست آن زيد پسر اسلم بردهء عمر است و در نگاشتهها دستخوردگىاى روى داده .
اين گفتار را براى ايشان پياپى كرديم شايد ايشان ياد آورى شوند
و چون ياوه اى شنوند از آن روى بگردانند و گويند براى ما است كارهايمان و براى شما است كارهايتان ، درود بر شما ، ما نادانان را نمىخواهيم
قصص 51 و 55 ( 2 )
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب 5 / 327
( 2 ) در خود الغدير به نادرست 155 چاپ شده .