تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
حافظان را دربارهء او آورده و روشن ساختيم كه وى اهريمنى دروغگو است كه كاستى گزارشها را پنهان مىداشته و سخن او را پشتوانه نشايد گرفت . 3 - ابو نعيم در حلية الاولياء 1 / 32 از راه هشام پسر سعد از زيد پسر ارقم از پدرش آورده است كه گفت شنيدم عمر پسر خطاب ( ض ) مىگفت : برانگيختهء خدا ( ص ) به ما دستور داد كه در راه خدا بخشش كنيم و اين همان هنگام بود كه دارائىاى داشتم پس گفتم « اگر روزى بر بوبكر پيشى بگيرم امروز همان است كه بر او پيش بيافتم » گفت : پس نيمى از دارائىام را بردم . گفت پس برانگيختهء خدا ( ص ) به من گفت : براى خانواده ات چه بر جاى گذاشتى ؟ گفت : من گفتم : به همين اندازه و چون بوبكر همهء آن چه را داشت بياورد برانگيختهء خدا ( ص ) به او گفت : براى خانواده ات چه به جاى گذاشتى ؟ گفت براى ايشان خدا و برانگيختهء او را بر جاى گذاشتم پس من گفتم : هرگز در كارى بر تو پيشى نخواهم گرفت . از راه عبد اللَّه پسر عمر عمرى از نافع از پسر عمر از خود عمر نيز گزارش بالا را آورده . و در سستى زنجيرهء گزارش نخستين ، همان بس كه ابو عباد هشام پسر سعد مدنى از ميانجيان آن است كه يحيى پسر سعد از زبان او گزارشى نمىآورد و احمد نيز دربارهء او مىگفت : گزارشهايش استوار نيست و حرب گفته : احمد وى را نمىپسنديد و ابن معين گفته : سخن وى ناتوان است ، و آن چنان نيرومند نيست ، ناچيز است و گزارشهايش آشفته . و ابو حاتم گفته : گزارشهايش را مىنويسند و آن را پشتوانهء گفتگو نمىگيرند و نسائى گفته : سخن وى سست است و يك بار هم گفته : نيرومند نيست و ابن سعد گفته : گزارش بسيار دارد و سخن وى سست شمرده شده و گرايش به شيعه داشته و ابن مدينى گفته . وى نيمكردى بوده كه گزارش او نيرومند نيست و خليلى گفته : گزارش او را ، پاسداران گزارشها دربارهء مواقع ، ناستوده شمرده‌اند و ابن سفيان او را در جرگهء كسانى كه سخن ايشان سست است ياد كرده ( 1 )
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب 11 / 40