بگويد كه يك راهنما براى ايشان به مزدورى بگيرد و همراه با او - پس از گذشت ساعتى از شب آينده كه چهارمين شب آمدن به آنجا مىشد - سه شتر بيارد پس اسماء به نزد على - كه خدا رويش را گرامى دارد - شد و او را از آن چه بايسته بود آگاه ساخت تا وى راهنمائى براى آن دو به مزدورى گرفت كه اريقط پسر عبد اللَّه ليثى خوانده مىشد و آن گاه ، همراه با او سه شتر فرستاد تا وى شبانه شتران را به پائين كوه آورد و چون پيامبر بانگ شتر را شنيد با ابو بكر از شكاف كوه فرود آمد و مرد را شناختند .
و اين گزارش ، آشكارا مىرساند كه ابو بكر دو چارپاى آماده براى سوارى آن دو هم نداشته و شترها را به كرايه گرفته بودند و حلبى كه خواسته اين گزارش را با گزارش خريد دو شتر سازگار نمايد گفته : اين فراز كه على ( ض ) را كرايه كننده و مزدور گيرنده مىشمارد مىرساند كه دادن مزد راهنما با او بوده نه كرايهء شتر و اين گونه سازگارى دادن با نگرش به آنچه از نماى برونى گزارشها بر مىآيد نمىخواند - كه مىبينى -
و چنان چه بيايد - بر بنياد گزارشها - دارائىاى كه بوبكر به هنگام كوچيدن از مكه داشته و همه را نيز با خود به مدينه برد بر روى هم چهار يا پنج يا شش هزار درم سيم بوده . و آن گاه اين كجا و آن يك مليون اوقيه ؟ و آن تختهائى كه مىگويند ؟ و آن روپوشهاى آن كه به سيصد و شصت هزار دينار زر مىارزيده ؟ و آن چه بايستهء اين پيرايهها و زيورها است ؟ هان ؟ چه هماهنگى هست ميان كسى كه اين همه دارائىهاى گزاف از آن او بوده با كسى كه هيچ نداشته است مگر همان شندر غاز ؟
و نيز چه هماهنگى هست ميان او و ميان چگونگى روزگار خودش و پدرش در مكه و ميان پيشهء او در مدينه كه به خريد و فروش پارچه مىپرداخته كه آن را هم بر روى شانه و دوش خود به اين سوى و آن سوى مىكشيده و بى آن كه در تجارتخانه يا دكانى جاى داشته باشد در بازارها و كوچهها پرسه مىزده و كارى به
الغدير ( فارسي ) — صفحة 86
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٨٦