آنان آراسته و - از سر تندروى در برتر شمارىها - اين كارها را خوش داشتهاند ، آن هم در برابر آن رسوائىهائى كه شنيدى ؛ به همين گونه از بررسى گزافگوئىهاى آشكارى كه در سرودههاى خويش در اين باره نمودهاند چشم مىپوشيم ، و مىگذريم از اين گونه سخنان كه سرايندهء دانشور ملا حسن افندى بزاز موصلى در سروده نامه هايش ص 42 آورده است :
« راستى را پايگاه بوبكر راست رو بلند است
به گونه اى كه هر ستايشى ، دست خود را از رسيدن به آن همه والائى كوتاه مىيابد .
كاش مىدانستم كسى كه در فرازهاى استوار نامهء خدائى
ستايش او آمده ، سرايندگى دربارهء او چه ارزشى دارد ؟
هر كه در جهان هستى است خشنودى خداى برتر از پندار را
مىجويد و خداوند ، خرسندى او را . »
و نيز آن جا كه در ستايش وى گويد :
« راستى كه ياد بوبكر راست رو به ميان نيايد
مگر آن كه جهان هستى مالامال از فرّ و شكوه گردد
همان يار پيامبر در دل شكاف كوه
كه سوگند به خدا براى سرور برگزيده يارى برگزيده بود
هستى در ياد او سرگردان ماند
و اگر پرواى شكوه او آن را گرانبار نمىساخت به پرواز در مىآمد »
آرى اين اندازه ما را مىرسد كه نگاهى بيفكنيم به دارائى اى كه به بوبكر بخشيده ( ! ) و آن گاه با دادن آن به برانگيختهء خدا - با دست وى - پيامبر و كيش ما و همهء مسلمانان را زير بار منت وى بردهاند ! همان دارائى بيرون از شمارى كه يك مليون اوقيه ( 1 ) براى وى فراهم كرد چنان چه در گزارش نسائى ( 2 ) مىخوانيم كه
هامش
( 1 ) اوقيه 40 درم سيم را گويند
( 2 ) ميزان الاعتدال 2 / 341 ، تهذيب التهذيب 8 / 325