تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
نهادند در حالى كه مغز استخوان پايش روان بود و گفت اى رسول خدا اگر ابوطالب زنده بود در مىيافت كه راست گفته آنجا كه گفته : « سوگند به خانهء خدا دروغ پنداشته‌ايد كه ما محمد را رها مىكنيم ، و در راه پاسدارى از او به نيزه پرانى و تير اندازى نخواهيم پرداخت بلكه او را يارى مىنمائيم تا آنگاه كه خود در پيرامون او به خاك افتيم و همسران و فرزندان خود را به فراموشى سپاريم ( 1 ) » گفته‌اند كه آن هنگام رسول خدا ( ص ) براى او و ابو طالب از خدا آمرزش خواست . 7 آورده‌اند كه رسول خدا ( ص ) به عقيل بن ابيطالب گفت : اى ابو يزيد من از دو جهت تو را دوست دارم يكى براى خويشاوندىات با من و ديگرى به خاطر اين كه مىدانم عمويم ابوطالب تو را دوست داشت . گزارش بالا را ابو عمر در استيعاب 2 / 509 آورده است و بغوى و طبرانى نيز به نقل ذخائر العقبى - ص 222 - آن را آورده‌اند ، همچنين در تاريخ الخميس 1 / 163 و بهجة المحافل 1 / 327 از عماد الدين يحيى عامرى نيز مىتوان آن را يافت . ابن ابى الحديد نيز در شرح خود 3 / 312 آن را آورده و مىنويسد اين حديث از مرتبهء خبر واحد گذشته و بمرتبهء مشهور و مستفيض رسيد . هيثمى نيز در مجمع الزوائد 9 / 273 آن را آورده و گويد ميانجيان گزارش آن را موثقانند . اين نيز گواهى راستين است بر اين كه پيامبر ( ص ) به مؤمن بودن عمويش اعتقاد داشته و گرنه محبوب بودن كسى در ديدهء يك كافر ، چه ارزشى دارد تا موجب شود كه او ( ص ) آن فرزند محبوب را دوست بدارد ؟ و اين سخن را هم كه رسول خدا ( ص ) به عقيل گفته پس از مسلمان شدن وى بوده چنانچه امام عامرى در بهجة المحافل
هامش
( 1 ) برگرديد به ص 268 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 329 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)