تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
اگر اكنون زنده بود چشمش روشن مىشد كيست شعر او را براى ما بخواند على بن ابيطالب كه خدا رويش را گرامى دارد گفت اى رسول خدا گويا مقصودت همان شعر است كه گويد : « سپيد روئى كه به فرخندگى آبرويش از ابر باران مىخواهند پناه پدر مردگان است و نگاهبان بيوه زنان . » گفت آرى پس او ابياتى از قصيدهء وى را بر خواند و رسول خدا همچنان بر سر منبر براى ابوطالب آمرزش مىخواست سپس مردى از كنانيان برخاست و چنين سرود : « ستايش تو را و براى تو است از زبان سپاسگزاران كه به آبروى پيامبر ، از باران سيراب شديم او خداوند پروردگار خود را دعائى كرد كه همراه با آن دعا ديدهء خود را به رحمت او دوخت . و آنگاه زودتر از گذشت لحظاتى كه براى افكندن چادر ( 1 ) لازم باشد چكه‌هاى باران را ديديم كه شتابان همچون مرواريد فرو باريد ابرها هر چه سختتر باريدند و مسيلها به جوشش آمدند و خداوند بوسيلهء آنها مناطق بلند مضريان را از بىآبى برهانيد پس پيامبر ، چنان كه عمويش ابوطالب گويد سپيد روئى درخشان چهره است كه به آبروى او خداوند ابرها را به ريزش مىدارد و اين ديدنى همان شنيدنى و چهرهء برونى همان گزارش است . » ( 2 )
هامش
( 1 ) ترجمهء رداست كه در خود الغدير ردى چاپ شده و تصحيح آن با مراجعه به ج 2 ص 4 انجام گرفت . ( 2 ) برگرديد به ترجمه فارسى غدير ص 12 از ج 3 .