تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
رسول خدا ( ص ) گفت اگر سراينده اى ؛ نيكو سخن كند تو همانى . اعلام النبوة از ماوردى ص 77 بدايع الصنايع 1 / 283 شرح ابن ابى الحديد 3 / 316 سيرهء حلبى ، عمدة القارى 3 / 435 ، شرح شواهد مغنى از سيوطى ص 136 سيرة زينى دحلان 1 / 87 اسنى المطالب ص 15 طلبة الطالب ص 43 چنانچه در اسنى المطالب آمده برزنجى گويد : اين كه پيامبر ( ص ) گفته : نيكوئى بسيار از خدا بر ابو طالب باد گواه آن است كه اگر او مىديد پيامبر بر سر منبر از خدا باران مىخواهد شاد مىشد و چشمش روشن مىگرديد و اين گواهى پيامبر ( ص ) است كه به سود ابوطالب و پس از مرگ وى داده و مىرساند كه او از گفته‌هاى پيامبر ( ص ) شاد مىشد و چشمش روشن مىگرديد و اين نبود مگر براى رازى كه در دل وى سنگينى مىكرد و آن عبارت بود از راست شمردن نبوت او و معرفتى كه به كمالاتش داشت . پايان امينى گويد : گروهى اين حديث را كه دربارهء باران خواستن پيامبر ( ص ) است آورده و فراز [ نيكوئى بسيار از خدا بر ابو طالب باد ] را انداخته‌اند و تو بهتر از من مىدانى كه در اين دستبردى كه زده‌اند چه هدف و خواستى داشته‌اند كه از دريافتن آن نبايد غافل باشيم . 6 ابن ابى الحديد در شرح خود 3 / 316 مىنويسد : در سرگذشت نامه‌ها و پيكار نامه‌ها آورده‌اند كه چون در روز بدر ، پاى ابو عبيدة بن ( 1 ) حارث بن مطلب با زخمى كه به دست عتبة بن ربيعه يا شيبه خورد قطع شد ، على و حمزه به كمك وى شتافته و وى را از چنگ او رهانيدند و با شمشير خويش عتبه را زدند تا كشته شد و يار همراه خويش را از نبردگاه برداشته به سوى هودج بردند و در برابر رسول خدا ( ص )
هامش
( 1 ) ظاهرا كلمهء « ابو » زائد و تنها عبيده درست است برگرديد به ص 74 و 75 و نيز به ابن ابى الحديد 3 / 333 و 277 و 278 و نام جد او نيز عبد المطلب است نه مطلب .