و البته كه تو به دعوت برخاستى و خود امين و درستكار بوده اى
و به راستى من دانستهام كيش محمد
از بهترين كيشهاى آفريدگان است
و نيز سخن او كه در ص 262 گذشت :
يا به كتابى شگفت بگرويد
كه بر پيامبرى همچون موسى يا يونس فرود آمده است .
و نيز سخن او كه در ص 265 گذشت :
من ؛ پيامبر - همان پيامبر خداى فرمانروا - را با شمشيرى يارى دادم
كه همچون آذرخشها مىدرخشيد
مانند پاسدارى دلسوز
از برانگيختهء خدا پشتيبانى و پاسدارى مىكنم
و نيز سخن او كه در ص 270 گذشت :
پس پروردگار بندگان با يارى خويش او را پشتيبان باشد
و كيشى را آشكار سازد كه باطل را در مرز و بوم حقيقت آن ؛ راه نيست .
و نيز سخن او كه در ص 297 گذشت :
به خدا نه من و نه هيچكس از فرزندانم كه گوهر نيك داشته باشد ،
دست از پيامبر نكشيده و نخواهد كشيد
مائيم و اين پيامبر ، او را يارى مىكنيم
و دشمنان را با سرنيزهها از گرد او مىزنيم
و نيز سخن او كه در ص 279 گذشت :
آيا مىخواهيد محمد پيامبر را بكشيد ؟
شما با فزونى و درازى كيفرهاى خود در نافرخندگى مخصوص شده ايد
و نيز سخن او كه در ص 298 گذشت :
اى ابويعلى بر كيش احمد شكيبا باش
الغدير ( فارسي ) — صفحة 321
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٢١