تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨

3 آنچه خاندان و كسانش از او گزارش كرده‌اند فقط از زبان سنيان

اگر هاشميان و فرزندان عبد المطلب و زادگان ابوطالب را بنگريم هر سخنى كه در اين زمينه از ايشان رسيده آوائى بلند است به ايمان استوار او و اين كه آنچه او در يارى پيامبر اكرم ( ص ) به انجام آورده انگيزه اش گردن نهادن به دعوت او ( ص ) بوده است ، از سوئى هم اهل يك خانه رويدادهائى را كه در آن گذشته بهتر از ديگران مىشناسند ابن اثير در جامع الاصول مىنويسد به عقيدهء اهلبيت ( ع ) هيچ كس از عموهاى پيامبر ( ص ) مسلمانى نگرفت مگر حمزه و عباس و ابو طالب پايان . آرى ايشان با همهء نيروى خويش و در همهء روزگاران و ميان همهء نسلهاشان آواز به بازگوئى اين اعتقاد برداشته و هر چه آشكارتر ، سخن كسانى را كه در اين زمينه با ايشان مخالفت نموده‌اند مردود شمرده‌اند . شعر : « چون حذام سخنى گويد آن را راست شماريد . كه سخن همان است كه حذام گفته . » 1 ابن ابى الحديد در شرح خود 3 / 312 مىنويسد با اسناد بسيار كه در رأس برخى از آنها عباس بن عبد المطلب و در رأس برخى ديگر ابوبكر بن ابى قحافه قرار دارد گزارش شده كه ابوطالب نمرد مگر پس از آن كه گفت لا إله الا اللَّه محمد رسول اللَّه و اين گزارش معروف است كه ابوطالب در هنگام مرگ سخنى آهسته بر زبان راند كه برادرش عباس آن را بشنيد ( 1 ) و هم از على ( ع ) روايت شده كه گفت
هامش
( 1 ) بر گرديد به سيرة ابن هشام 2 / 27 ، دلائل النبوة از بيهقى ، تاريخ ابن كثير 2 / 123 ، عيون الاثر از ابن سيد الناس 1 / 131 ، الاصابة 4 / 116 ، المواهب اللدنيه 1 / 71 السيرة الحلبية 1 / 372 ، سيرة دحلانى در حاشيهء حلبى 1 / 89 ، اسنى المطالب ص 20 .