آن دو كلمه ايمان آرد و به راه دين افتد ؟ مگر سخنى را كه در ص 254 از زبان او آورديم خود گونه اى از همين گواهى دلخواه نيست كه مىگويد :
نيكان مردم بدانند كه محمد ،
دستيار موسى و مسيح بن مريم است
او نيز براى ما كيشى آورد مانند آنچه ايشان آوردند
پس همهء ايشان ما را به فرمان خدا راهنمائى مىكنند و از بدىها باز مىدارند
البته شما در كتاب خود مىخوانيد كه او
گفتارى راستين دارد و سخن او از سر نادانى نيست ( 1 )
و نيز سخن او كه در ص 256 گذشت :
درستكار است بندگان او را دوست دارند و فرمانرواى هستى خويش گرفته اند
و آن هم با مهر پروردگارى كه بر همهء مهرها چيرگى دارد .
او پيامبرى است كه از سوى پروردگارش به او وحى مىشود
و هر كه چنين سخنى را نپذيرفت از پشيمانى ، لب بدندان خواهد گزيد
و نيز سخن او كه در ص 256 گذشت :
مگر نمىدانيد كه ما محمد را پيامبرى همچون موسى شناخته ايم
كه در نخستين نامهها ياد او رفته است .
و نيز سخن او كه در ص 259 گذشت :
و هم از ستم بر پيامبرى كه آمده مردم را به راه راست مىخواند
و به پيروى از فرمانى گرانبها كه از نزد پروردگار عرش آمده است .
و نيز سخن او كه در ص 260 گذشت :
بىهيچگونه خوارى ، آشكارا كار خود را دنبال كن
و دل خوش دار و ديده ات روشن باد .
مرا به راه راست خواندى و دانستم كه تو نيكخواه منى
هامش
( 1 ) ترجمهء اين بيت پس از اصلاح متن آن با مقابلهء بحار 35 و 123 به عمل آمد و واژهء مبرجم به ترجم تغيير داده شد ( م ) .