تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
دين او را نستاند مگر رستگار گردد ، اگر جان من روزگارى بيش از اين مىپائيد و مرگم ديرتر روى مىداد البته براى پاسخ گوئى به سختىهاى او بر مىخاستم و گرفتارىها را از وى به دور مىساختم . الروض الانف 1 / 259 ، المواهب 1 / 72 ، تاريخ الخميس 1 / 339 ، ثمرات الاوراق كه در حاشيهء المستطرف چاپ شده 2 / 9 ، بلوغ الارب 1 / 327 ، سيرهء حلبى 1 / 375 ، سيرهء زينى دحلان كه در حاشيهء كتاب حلبى چاپ شده 1 / 93 - اسنى المطالب ص 5 امينى گويد : اين سفارشها كه لبالب است از ايمان و راه يافتگى ؛ نشانه اى آشكار است بر اين كه او ( ع ) تصديق زبانىاش را گذارده بود براى همين لحظاتى كه ديگر از زندگى نوميد شده بود چرا كه پيشتر مىترسيد تودهء او به چنان دشمنىاى با وى برخيزند كه هجوم ايشان از هر طرف بر وى را نيز در پس داشته باشد و اينها كار را به آنجا كشد كه نيروها از هم بپاشد و توانائى به ناتوانى گرايد و آنگاه ديگر نتواند از رسول خدا ( ص ) دفاع كند - هر چند كه ايمان به او را از همان نخستين روز در دل خود استوار ساخته بود - ولى چون مرگ را نزديك ديد و دانست كه ديگر با پنهان داشتن عقيده اش نمىتواند بدانگونه خدمت كند اين بود آنچه را در تار و پود هستىاش جاى داده بود آشكار ساخت و آن سفارشهاى جاودانىاش را دربارهء پيامبر بر زبان آورد .

14 سفارشهاى ابوطالب به زادگان پدرش

ابن سعد در طبقات كبرى آورده است كه چون ابوطالب را هنگام مرگ فرا رسيد زادگان عبد المطلب را بخواند و گفت شما تا آن گاه كه از محمد سخن شنوى داريد و فرمان او را به كارى مىبنديد هميشه در نيكوئى هستيد . پس ، از او پيروى كنيد يارىاش دهيد تا راه راست را بيابيد . و بر بنياد يك روايت نيز : اى گروه هاشميان ! از محمد فرمان بريد و سخن
الغدير ( فارسي ) — صفحة 315 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)