تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
و چون ابوطالب ديد كه قريش مىكنند آنچه مىكنند در ميان هاشميان و مطلبيان به پا خاست و ايشان را به همراهى خود خواند تا از رسول خدا ( ص ) پشتيبانى كنند و در برابر دشمنانش ايستادگى نمايند ايشان نيز در پيرامون او فراهم آمدند و در ايستادگى با او همراهى نمودند و همگى به جز دشمن خدا ابولهب ملعون درخواست او را بپذيرفتند . و چون ابوطالب از تيرهء خود اينها را ديد كه او را شادمان ساخت و كوشش و مهربانى آنان را با خويش نگريست آغاز به ستايش آنان كرد و پيشينه هاشان را به يادها آورد و برترىهاى رسول خدا ( ص ) را در ميان ايشان و پايگاه او نزد آنان را بازگو كرد تا در انديشهء خويش سر سختتر شوند و با او در كار وى دلسوزى نمايند پس گفت : « اگر روزى قريش براى بازگوئى سرافرازىها گرد آيند . عبد مناف از بهترين و برگزيده ترين و بزرگوارترين آنان است . و چون بزرگان عبد منافى فراهم آيند . پيشينه و بزرگان آن در ميان هاشميان است . و اگر يك روز گردن فرازى نمايند پس به راستى ، محمد مصطفى از بهترين و برگزيده ترين و بزرگوارترين ايشان است . فربه و لاغر قرشيان و گمنام و با نامشان به دشمنى ما فراهم آمده‌اند ، ( 1 ) پيروزى نيافته‌اند و هوش از كله شان پريده ما در گذشته هيچ گونه ستمى را نمىپذيرفتيم ( 2 ) و چون چهره‌ها ، از خود پسندى و بيدادگرى كج مىشد آن را به گونهء نخست بر مىگردانديم و بر پاى مىداشتيم . و در روزهاى ناگوارى به پشتيبانى مرز و حريم آنها بر مىخاستيم
هامش
( 1 ) ترجمهء تداعت است كه در الغدير بغلط تدعت چاپ شده بنگريد به ابن هشام 1 / 288 و ناسخ التواريخ ج 2 ( م ) . ( 2 ) ترجمهء نقر است كه در الغدير بغلط تقر چاپ شده بنگريد به دو مأخذ بالا ( م ) .