هدف از بگو مگو
من گمان نمىكنم كه اين دار و دسته ، دروغ مزبور را تنها در كارگاه بافندگى بىخبرى از زندگى نامههاى مردمان بافته باشند و نه نيازى به مسلمان انگاشتن و نيانگاشتن پدران مهاجران داشته و مقصودى از مسلمان شمردن پدر و مادر بوبكر داشته باشند بلكه اين نغمه را از آن رو ساز كردهاند كه هميشه در كافر شمردن سرور مكه و سر دودمان امامان ، ابو طالب پدر امير مؤمنان ( ع ) به هوچى گرى و عربده - كشى سرگرم باشند و اين پس از آن بوده كه نتوانستند به زشت گوئى در پيرامون فرزند پردازند و از اين روى تيرهاى نكوهش را به سوى پدر روانه كرده و بلكه - مانند حافظ عاصمى در « زين الفتى » - پدر و مادر هر دو را به باد تهمت گرفتند و يكى از شاهكارهاشان براى هموار كردن اين راه نيز آن بوده كه زبان درازى به پدر و مادر پيامبر بزرگ ( ص ) را نيز روا شمردند تا جائى كه حافظ عاصمى كه در « زين الفتى » به روشنگرى وجوه همانندى ميان پيامبر و مرتضى ( ع ) پرداخته ، مينويسد :
از جهت پدر و مادر - در حكم و در نامگذارى - بايد گفت كه پيامبر با همهء نعمتهائى كه خداى تعالى ارزانى او داشت - و با فراوانى نيكوئىهايش دربارهء او - باز هم قسمت او نكرد كه پدر و مادرش مسلمان شوند ، كه تودهء مسلمانان بر همين عقيدهاند ( 1 ) مگر گروهى ناچيز كه قابل توجه نيستند . به همين گونه مرتضى نيز با
هامش
( 1 ) اين مرد بر تودهء مسلمانان دروغ بسته زيرا همهء شيعيان امامى و زيدى - بدون استثناء - و نيز كسانى از محققان سنيان كه به راه آنان رفتهاند بر آنند كه پدر و مادر پيامبر اكرم مسلمان بودهاند و كسانى كه به راه مخالف رفتهاند در خور اعتنا نيستند و ناچيزتر از آنند كه به ايشان پردازيم .