تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
نيز آن را پذيرفته‌اند . ابن كثير با همهء زياده روىهايش در نقل احاديث ساختگى در اين جا ديگر اشاره اى به نزول آيه دربارهء بوبكر نكرده زيرا مىدانسته كه با اين نقل ، خودش را رسوا مىكند . وانگهى در آنچه آشكارا از آيه بر مىآيد مىبينيم كه آن انسان ؛ آنچه را گفته پس از آن بوده كه به قوت رسيده و گام به چهلمين سال از زندگى نهاده با آنكه نه بوبكر در آن هنگام مسلمان بوده و نه پدر و مادرش ، زيرا خودش بر بنياد گزارشهائى كه درستى آنها آشكار است و در ج 3 ص 220 - 223 از چاپ دوم گذشت در سال هفتم از بعثت اسلام آورده . و پدرش هم - اگر اسلام آورده باشد - در سال هشتم هجرى در روز فتح مكه اسلام آورده و آن هنگام بوبكر 56 سال يا بيشتر داشته . مادرش نيز - اگر اسلام آورده باشد - تازه در سال ششم بعثت مسلمان شده كه در آن روز بوبكر 44 سال يا بيشتر داشته است . پس خداوند با چه چيز بر وى و پدر و مادرش انعام كرده بود كه آن روز گفت پروردگارا مرا ترغيب كن تا نعمت ترا كه به من و پدر و مادرم انعام كرده اى سپاس دارم ؟ مگر نه آن روز هيچيك از اين سه مسلمان نبودند و اين جمله نيز يا دعائى است كه گويندهء آن درخواست مىكند خداوند سپاسگزارى از خود را در برابر نعمتى كه تنها به او و پدر و مادرش داده الهام كند يا خبرى است كه مىرساند هر سه تن مزبور از كسانىاند كه به ايشان انعام شده و بر بنياد آن بايستى نعمت مزبور پيش از گذشتن اين دعا بر زبان ، داده شده باشد . ولى اين كه بگوئيم خداى پاك بعدها اين دعا را مستجاب كرده تا پدر و مادر و همهء فرزندانش مسلمان شدند سخنى خنده آور است كه هيچ گواهى را پشتوانهء خود ندارد . و تازه گزارشهائى كه دربارهء مسلمان شدن پدر و مادرش رسيده - اگر هم آنها را بپذيريم و نقطه ضعفهايش را نديده بگيريم - دلالت بر آن دارد كه مسلمان شدن مادرش در نتيجهء آن بوده كه رسول خدا ( ص ) براى او دعا كرده است
الغدير ( فارسي ) — صفحة 249 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)