تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
همچنان در همسرى بوقحافه و در شهر مكه ماند با آنكه - بر بنياد گفتهء مدعيان - وى در سال 6 بعثت مسلمان شده و آنگاه بوقحافه نيز - باز بر بنياد گفتهء مدعيان كه شنيدى - در سال هشتم هجرت كه مكه فتح شد اسلام آورده و ميان اسلام آوردن اين زن و شوهر 13 سال فاصله بوده پس با كدام فرمان قرآن و سنت بوده كه زنى مسلمان - آن هم مادر كسى همچون بوبكر - در اين سالهاى دور و دراز در همسرى بوقحافه اى باقى مانده كه هنوز مسلمان نشده بود ؟ چه عذرى آن دو را در كنار هم نگهداشت با آنكه جدائى ميان آن دو نخستين شعار مسلمانى بود . پس كجا اسلام آورده بود و با اين برنامهء او چگونه وى را مسلمان مىشماريد ؟

بوبكر و پدر و مادرش در قرآن

دستهاى هوا پرستان ، نامهء خدا را هم به بازى گرفته و كلمه‌ها را از معانى آن مىگردانند تا آنجا كه كسانى از تفسير نگاران كه دوستى خليفه آنان را كور و كر ساخته آمده‌اند بىهيچ بصيرتى به كار مىپردازند و همچون كسى كه در شب به جمع آورى هيزم برخيزد ، در كتاب خود افسانه‌هاى خبرسازان از گذشتگان نخستين را روايت كرده و بىاينكه هيچ گونه بررسى و درنگى را روا دارند آنها را از مسلمات انگاشته و مىپندارند كه به كارى نيكو پرداخته‌اند و با همهء اينها خود را در دانش قرآن گرامى پيشوا و راهبر مىانگارند و كارشان به جائى رسيده كه مىگويند اين فراز از قرآن كه آيهء 15 از سورهء احقاف است دربارهء بوبكر نازل شده : و انسان را به نيكى كردن با پدر و مادرش سفارش كرده‌ايم مادرش به سختى باردار او شد و او را به سختى بگذاشت ، بار داشتن و شير گرفتنش سى ماه بود و چون به قوت برسيد و بچهل سال رسيد گفت پروردگارا مرا ترغيب كن تا نعمت ترا كه به من و به پدر و مادرم انعام كرده اى سپاس دارم و عملى شايسته كنم كه پسند تو باشد و فرزندان مرا شايسته كن كه من توبه به تو مىآورم و از مطيعانم . و بر امير مؤمنان على و ابن عباس نيز بسته‌اند كه آيه دربارهء بوبكر صديق نازل شده كه بارداشتن و شير گرفتن او سى ماه بوده مادرش 9 ماه باردار او شده و