تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
بوده بىآنكه پافشارى كسى - بوبكر يا ديگران - در اين برنامه بر فرمان خدا پيشى گرفته باشد و بىآنكه بوبكر را در آن روز در جرگهء مسلمانان ببينيم يا نه - . و تازه بوبكر از كسانى شمرده شده كه مدتها پس از آن روز ادعائى و نيز مدتها پس از آشكار شدن دعوت از سوى مسلمانان ، او باز هم پيرو دعوت پنهانى بوده پس كسى كه بر وى بسته است كه : « او جلوتر از آن هنگام نيز اصرار داشته رسول خدا آشكارا دعوت كند » چگونه از نادرستى اين سخن نيانديشيده ؟ ابن سعد در طبقات خود 1 / 185 مىنويسد : بوبكر در گوشه اى پنهانى دعوت مىكرد و سعد بن زيد نيز مانند او و عثمان نيز مانند او ولى عمر بن خطاب و حمزة بن عبد المطلب آشكارا دعوت مىكردند ، پس پنهان كارى بوبكر در دعوت مردم به اسلام تا بسى پس از آن روز ادعائى و حتى پس از آن هم كه عمر آشكارا دعوت مىكرده طول كشيده زيرا عمر پس از خروج و مهاجرت 40 مرد به سرزمين حبشه بود كه تازه اسلام آورد ( 1 ) حال آنكه آن روايت ساختگى مىگويد كه آن گير و دار وقتى روى داد كه همهء مسلمانان تنها 38 تن بودند . حافظ هيثمى در مجمع الزوائد 9 / 259 دو حديث در مسلمان شدن مادر بوبكر آورده يكى از زبان ابن عباس كه گفته مادر بوبكر و مادر عثمان و مادر طلحه و مادر زبير و مادر عبد الرحمن بن عوف و مادر عمار اسلام آوردند ولى هيثمى گويد : يكى از ميانجيان زنجيرهء اين گزارش خازم بن حسين است كه گزارشهاى او سست است و ذهبى در ميزان 1 / 315 مىنويسد : ابن معين گويد خازم بىارزش است و ابو داود گفته وى گزارشهائى نكوهيده آورده و ابن عدى گفته : عموم گزارشهاى او را شايستهء پيروى ندانسته‌اند . و حديث دوم نيز از طريق هيثم بن عدى رسيده كه بر بنياد آن بوبكر بمرد و پدر و مادرش كه هر دو مسلمان بودند از وى ارث بردند و هيثمى گويد زنجيرهء
هامش
( 1 ) استيعاب كه در حاشيهء اصابه چاپ شده ج 2 ص 459 ، تاريخ ابن كثير 3 / 31 .