تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
به حق خدا و اسلام سوگند دهد كه گردن بند او را بوى پس دهند ؟ آن گردنبند نقره چه بود و چه ارزشى داشت كه صحابه وساطت كسى را دربارهء آن نپذيرفتند كه آن روز پيرو ريشسفيدشان بود و فردايش خليفهء آنان ؟ و چگونه بوبكر جريان گردن بند را مهم مىشمارد و بخواهرش دستور مىدهد كه آن را به حساب خدا بگذارد و آنگاه آشكارا بر آن مىرود كه در آن روز در ميان صحابه ( با آنكه پيامبر هم ميان ايشان هست ) صفت درستكارى اندك است ؟ و بر بنياد گفتهء او پس از سه سال كه از آن روز گذشت و پيامبر ( ص ) از ميان آنان رخت بربست ، آنان بايد بچه پايه اى از درستكارى رسيده باشند ؟ و چگونه پس از درگذشت پيامبرشان همه عادل از كار در آمدند ؟ ( 1 ) من نمىدانم .

مسلمانى مادر بوبكر

مسلمانى مادر بوبكر - ام الخير - هم بيش از اسلام پدرش - ابو قحافه - معلوم نيست ، نه بر دليلى استوار است و نه برهانى آن را بر پاى مىدارد . حافظ ابو الحسن خيثمة بن سليمان اطرابلسى از زبان عبيد اللَّه بن محمد بن عبد العزيز عمرى قاضى مصيصه و او از زبان ابوبكر عبد اللَّه بن عبيد اللَّه بن اسحاق بن محمد بن عمران بن موسى بن طلحة بن عبيد اللَّه و او از زبان پدرش عبيد اللَّه و او از زبان عبد اللَّه بن محمد بن عمران بن ابراهيم بن محمد بن طلحه و او از زبان پدرش محمد بن عمران و او از زبان قاسم بن محمد بن ابى بكر آورده است كه عايشه ( ض ) گفت چون ياران پيامبر كه 38 مرد بودند فراهم آمدند ابوبكر به رسول خدا ( ص ) اصرار كرد كه دعوت خود را آشكار كند او گفت ابوبكر ما گروهى اندك هستيم ولى ابوبكر همچنان پافشارى مىكرد تا رسول خدا ( ص ) دعوت خدا را آشكار كرد و مسلمانان در گوشه و كنار مسجد الحرام پراكنده شده هر يك از آنها ميان گروه خود بدعوت پرداخت و ابوبكر در ميان مردم به سخنرانى برخاست و رسول
هامش
( 1 ) م : اشاره به عقيدهء سنيان دربارهء اين كه همهء صحابه بىچون و چرا عادل بوده‌اند !
الغدير ( فارسي ) — صفحة 240 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)