عروه گفته : او دروغ پرداز است .
و مالك گفته دجالى از دجالان است .
و يحيى قطان گفته : گواهى مىدهم كه محمد بن اسحاق دروغ پرداز است .
و جوزجانى گفته : مردم حديث او را دوست مىدارند و خود به بيش از يك نوع از بدعتها متهم بود .
و ابن نمير گفته : از زبان گزارشگران ناشناس احاديثى ياوه نقل مىكرد .
و ايوب بن اسحاق گفته : احمد را دربارهء او بپرسيدم و گفتمش اى ابو عبد اللَّه :
اگر تنها گزارشگر حديثى ابن اسحاق باشد از او مىپذيرى گفت نه به خدا ، من ديدم كه او از زبان گروهى ، حديثى واحد را بازگو مىكرد و گفتار يكى را از ديگرى جدا نمىساخت .
و ابو داود گفته : از احمد شنيدم كه چون محمد بن اسحاق را ياد كرد گفت او مردى بود كه حديث را دوست مىداشت و كتابهاى حديث مرا مىگرفت و مطالب آن را ميان كتابهايش جا مىداد و كاستى زنجيرهء آنها را پنهان مىكرد و پروا نداشت كه از چه كس حكايت كند از كلبى يا از ديگران .
و عبد اللَّه بن احمد گفته : هرگز نديدم پدرم حديث او را استوار شمارد و در هر حديث قليل الواسطه و متصل الاسناد يا احاديث مخالف با آن ، پى جوى او بود و چون وى را گفتند آيا حديث او را مىتوان دليل گرفت گفت در زمينههاى مربوط به سنن نه .
و ابن معين گفته : او چنان نيست ، ضعيف الحديث است و گزارش او نيرومند نيست و نسائى گفته : گزارش او نيرومند نيست .
و ابن مدينى گفته سليمان تميمى و يحيى قطان و وهيب بن خالد او را دروغگو مىشمردهاند .
و دار قطنى گفته : حديث او را دليل نبايد گرفت و هم گفته : پيشوايان دربارهء او اختلاف دارند و سخن او حجت نيست و او را تنها ارزش مىتوان نهاد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٣٧