تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
بيافريد و بوبكر را از چكهء دوم و عمر را از چكهء سوم و عثمان را از چهارم و على را از پنجم آدم گفت اينان كيستند كه گرامىشان داشته اى خداى تعالى گفت اينان پنج شبح هستند از زادگان تو و هم گفت اينان از همهء آفريدگانم نزد من گرامىترند . جبرئيل گفت چون آدم از فرمان پروردگارش سرپيچيد گفت پروردگارا تو را به آبروى اين شبحهاى پنجگانه اى كه ايشان را برترى داده اى توبه‌ام را بپذير و خدا نيز بپذيرفت . اين را حافظ محب الدين طبرى در الرياض النضرة 1 / 30 آورده و ابن حجر نيز در صواعق - ص 50 - آن را از رياض محب طبرى نقل كرده و گفته : درستى آن به گردن وى است . امينى گويد چه دور مسافتى است ميان آنكس كه روا مىدارد آدم - نخستين پيامبران - چون خواهد براى پذيرش توبه اش وسيله اى بدرگاه خداى تعالى برانگيزد در كنار توسل به برترين پيامبران و سرور جانشينان ايشان ( ع ) به مردمانى معمولى متوسل شود و ميان آن كس كه توسل را از اصل منكر است - براى هر كس كه باشد و بهر كس كه باشد - و حتى توسل آدم به نبى اعظم ( ص ) را هيچگونه ارج و ارزشى نمىنهد ، آن نخستين كس چنين روايتى را صحيح مىانگارد كه سيوطى در داورى خود آن را دروغ و ساختگى شمرده و چنانچه در كشف الخفاء آمده ابن حجر نيز با نقل داورى او به آن خرسندى داده هر چند كه در صواعق خود آن را در فضايل خلفا ياد كرده و پنداشته است كه دست روزگار پس از وى كسى را بر نمىانگيزد كه او را بپاى حساب كشد ، عجلونى نيز در كشف الخفا 1 / 233 در دروغ و ساختگى بودن آن با ايشان همداستان شده و مىنويسد : ابن حجر هيثمى از سيوطى نقل كرده كه اين حديث ، دروغ و ساختگى است . تازه متن روايت هم روشنترين گواه است بر اين داورى جز اين كه كسانى كه به گزافگوئى در فضيلت خوانى افتاده‌اند آن را آفريده‌اند تا در برابر