تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
مردان موثق احاديثى نقل مىكند كه به احاديث استوار ماننده نيست و روا نيست كه آنها را زمينهء گفتگو گيريم مگر در جائى كه با احاديث مردان موثق سازگار باشد . و ابن جارود گفته : حديث او حجت نيست ، و احمد بن صالح كه او را مورد وثوق شمرده از اين لحاظ مورد اعتراض نسائى واقع شده و تازه او گزارش را از : سهيل بن ابى صالح گرفته كه به گفتهء ابن معين حديث او حجت نيست و ابو حاتم گفته حديث وى سرمايهء استدلال را نشايد . و ابن حبان گفته او را خطا كار مىشمارند و ابن ابى خيثمه از زبان يحيى آورده : هميشه اهل حديث از احاديث وى مىپرهيزند . و عقيلى از زبان يحيى آورده كه او صالحك است و در احاديث وى جاى نكوهش است و تازه او حديثش را از زبان محمد بن ابراهيم بن حارث مدنى آورده كه گر چه تعدادى او را مورد وثوق مىشمارند ولى امام حنبليان احمد گويد : در حديث او چيزى ناپسند هست و احاديث نكوهيده يا ناپسندى روايت مىكند ( 1 ) حديث ياد شده را ابن حجر نيز در اصابه ج 4 / ص 5 ياد كرده و سست شمرده . اين كوتاه سخنى بود دربارهء ميانجيان زنجيرهء حديث و چنانچه مىبينيد ، متن آن هم برترين نمونهء گزافگوئى است .

22 اشباح پنجگانه از زادگان آدم

از انس بن مالك گزارش كرده‌اند كه گفت : شنيدم رسول خدا ( ص ) مىگفت جبرئيل مرا خبر كرد كه چون خداى تعالى آدم را بيافريد و روح در بدن او دميد مرا بفرمود تا سيبى از بهشت بر گيرم و آن را در گلوى وى بفشارم من نيز آن را در دهان وى فشردم پس خداوند تو را - اى محمد - از همان چكهء نخست
هامش
( 1 ) برگرديد به ميزان الاعتدال 2 / 4 و 1 / 432 ، تهذيب التهذيب 9 / 6 و 61 ، 4 / 263 ؛ ج 5 و بزار نيز - چنانچه در ص 47 از صواعق آمده - آن را از همين طريق گزارش كرده