ياد كرده است و به همين گونه حلبى در سيرهء نبوى 1 / 129 . البته ابن جوزى نيز همين گزارش را بىآنكه نامى از بوبكر - يا نشانه اى از دو نقطه ضعف مذكور - در آن باشد از طريق داود بن حصين در صفة الصفوة 1 / 21 گزارش كرده است .
نگاهى به حديث كعب : روايت كعب را نيز من در هيچيك از اصلهاى نگاشته شده در پيرامون احاديث نيافتم و هرگز زنجيرهء گزارشگران آن را نشناختم و همين كه در ميان گزارشگران آن به نام كعب - همان كعب الاحبار است - بر مىخوريم برايمان بس است و دربارهء كعب نيز همين تذكر را بس مىدانيم كه بگوئيم بخارى از زهرى گزارش كرده كه حميد بن عبد الرحمن شنيد معاويه در مدينه با گروهى از قريش سخن مىگويد و ضمن ياد از كعب الاحبار مىگويد اگر چه او از راستگوترين كسانى است كه از اهل كتاب براى ما داستان مىگويند باز هم ما دروغگوئى او را آزمودهايم ( 1 ) .
و ابن ابى الحديد در شرح خود 1 / 362 مىنويسد گروهى از سرگذشت نگاران آوردهاند كه على دربارهء كعب الاحبار مىگفت او دروغ پرداز است و كعب از راه على ( ع ) روى گردان بود .
و هم ابن ابى خيثمه با زنجيره اى از ميانجيان كه ابن حجر آن را نيكو مىشمرده از قتاده گزارش كرده كه حذيفه را خبر رسيد كه كعب مىگويد آسمان همچون آسيا بر دور يك ستونهء آهنين مىچرخد پس او گفت : كعب دروغ مىگويد زيرا خدا مىگويد خدا خود آسمانها و زمين را نگاه مىدارد تا نيفتند ( 2 )
و تازه آن بشارتهائى را كه كعب مىگفت بر ظهور پيامبر و خلافت بوبكر دلالت دارد ( 3 ) اگر خودش باور داشت و راست مىشمرد تا بازپسين دم از زندگانى پيامبر ( ص ) بر كيش يهود نمىنماند و اسلام خود را تا روزگار عمر بن خطاب به تأخير
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب 8 / 439 الاصابة 3 / 316 .
( 2 ) الاصابة 3 / 316 .
( 3 ) م : بر گرديد به ص 164 .