تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
را در دل بنهفت تا پيامبر ( ص ) بر انگيخته شد و او بنزد وى آمد و گفت محمد چه دليلى بر مدعاى خوددارى گفت همان خوابى كه در شام ديدى پس وى را در آغوش كشيد و ميان هر دو چشمش را بوسيد و گفت گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست و گواهى مىدهم كه تو برانگيختهء خدائى و امام نووى گفته بوبكر از همهء مردم در مسلمانى پيشگامتر بود زيرا در بيست سالگى - و برخى گفته‌اند در 15 سالگى - اسلام آورد . بنگريد به رياض النضرة 1 / 51 ، 54 ، اسد الغابة 1 / 168 ، تاريخ ابن كثير 9 / 319 صواعق محرقه ص 45 تاريخ الخلفا از سيوطى ص 24 الخصائص الكبرى 1 / 29 نزهة المجالس 2 / 182 . امينى گويد با من بيائيد در اين گزارشهاى زنجيره گسسته بنگريم تا بدانيم آيا بوئى از راستى از آنها شنيده مىشود ؟ اينك ميانجيان زنجيرهء گزارش ابن مهران را ببينيم : 1 - ابو عمرو شبابة بن سوار ( 1 ) مدائنى . احمد گفته چيزى از گزارشهاى او ننوشتم چون از فرقهء مرجئه بوده و مبلَّغ آن شمرده مىشده و ابن خراش گويد احمد كه در گزارش احاديث راستگو است از وى خشنود نمىبوده و ساجى و ابن عبد الله و ابن سعد و عجلى و ابن عدى گفته‌اند او بر آئين مرجئه بوده و پيش از همهء اينها از آنچه ابو على مدائنى روايت كرده بر مىآيد كه او خاندان پيامبر ( ص ) را دشمن مىداشته و كسى بر وى نفرين كرده و گفته خدايا اگر شبابه خاندان پيامبرت را دشمن مىدارد هم اكنون او را دچار فلج كن خدا نيز همان روز و در پى اين نفرين ، وى را گرفتار فلج ساخت تا همان روز بمرد . ميزان الاعتدال 1 / 440 تهذيب التهذيب 4 / 302 . 3 - فرات بن سائب جزرى . بخارى گويد حديث وى نكوهيده است و يحيى بن معين گفته بىارزش است و حديث وى نكوهيده و دار قطنى و جز او گفته‌اند :
هامش
( 1 ) در ميزان الاعتدال از وى بنام سواد ياد شده است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 165 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)