تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
خود پيشاپيش آن دو به راه افتاد و ايشان را به راه خرّار ( 1 ) و سپس به راه پشتهء مره ( 2 ) و آنگاه به راه لقف ( 3 ) كشانيد و آنگاه آن دو را به درون وحش زار مجاج ( 4 ) كشانيد و سپس آن دو را در سراشيبى مجاج به راه انداخت و سپس آن دو را به دل مرجح ( 5 ) ذو العضوين - الغضوين - كشانيد و آنگاه به گودهاى ذو كشر ( 6 ) و سپس آن دو را كشاند به جداجد ( 7 ) و آنگاه به أجرد ( 8 ) و آنگاه آن دو را در راه ذو سلم انداخت كه از گودهاى اعدا و وحشزار تعهن ( 9 ) بود و پس از گذر از عبابيد ( 10 ) آن دو را از فاجه ( 11 ) گذر داد و آنگاه در عرج ( 12 ) فرود آورد پس رسول خدا ( ص ) مردى از اسلميان را كه به او أوس بن حجر مىگفتند بر شترى از آن وى كه آن را ابن الرداء مىگفتند سوار كرد و به مدينه فرستاد و مسعود بن هنيده را كه غلام او بود نيز با وى گسيل داشت سپس راهنما آن دو را از عرج بيرون برده از دست راست ركوبه ( 13 ) راه پشتهء غائر ( 14 ) را
هامش
( 1 ) بر وزن عطار جائى است نزديك جحفه . ( 2 ) راء تشديد ندارد . ( 3 ) لقف را هم با حركت فاء مىخوانند : ( لقفا ) و هم با فتح لام و سكون فاء : ( لقف ) و هم با كسر لام و سكون فاء : ( لقف ) ( 4 ) بفتح يا كسر ميم و جيم مشدد ، و برخى نيز آن را بفتح ميم و پس از الف نيز حاء حطى ( مجاح ) درست مىدانند . ( 5 ) به فتح ميم و پس از آن راء ساكن و بعد جيم مكسوره و حاء بىنقطه . ( 6 ) به فتح كاف و سكون شين و راء بىنقطه . ( 7 ) با دو جيم نقطه دار و دو دال بىنقطه و الفى در ميانه ، يكى از چاه‌هاى قديمى است ( 8 ) نام كوهى در آنجا . ( 9 ) با كسر تاء و هاء و سكون عين و نون آخر نام چشمهء آبى بوده است كه نام اينجا از آن گرفته شده و خود ميان مكه و مدينه و در سه ميلى سقيا بوده است ، برخى نيز نام آن را به صورت ديگر آورده‌اند . ( 10 ) عبابيب و عثيانه نيز نوشته اند ( 11 ) فاحه - با حاء حطى - و قاحه نيز نوشته‌اند و آن نام شهرى است در سه منزلى مدينه ( 12 ) با فتح عين و سكون راء گردنه اى است ميان مكه و مدينه . ( 13 ) با فتح راء پشتهء صعب العبورى است نزديك عرج . ( 14 ) محمد محيى الدين مصرى در حاشيهء سيرة ابن هشام - 2 / 108 - مىنويسد : « ياقوت نه اين كلمه را در بخش عين بىنقطه - عائر - معنى كرده و نه در بخش غين نقطه دار - غائر - » ولى من مىگويم كه آن را در بخش عين بىنقطه - ج 6 ص 103 از كتاب خود - ياد كرده و مىنويسد : كوهى است در مدينه و در حديث هجرت پيامبر آمده كه : از دست راست ركوبه راه پشتهء عائر را در پيش گرفت . برخى هم آن راه پشتهء غائر - باغين نقطه دار - مىنامند پايان - با تلخيص -