تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
چون رسول خدا ( ص ) پاى به مدينه نهاد و نماز جمعه بگزارد عتبان بن مالك و عباس بن عبادة بن نضلة در ميان مردانى از بنى سالم بن عوف به نزد او شدند و گفتند اى رسول خدا نزد ما بمان كه ترا شمارهء پيروان كافى و پشتوانهء فراوان و نيروى دفاعى بسيار در نزد ما هست گفت راه آن را - شترش را مىگويد - باز گذاريد كه خود دستور كار را دارد پس راه آن را باز گذاردند تا برفت و رويا روى خانهء بياضيان رسيد و زياد بن لبيد و فروة بن عمرو با مردانى از بياضيان به او برخوردند و گفتند اى رسول خدا به نزد ما آى كه ترا شمارهء پيروان كافى و پشتوانهء فراوان و نيروى دفاعى بسيار نزد ما هست گفت راه آن را باز گذاريد كه خود دستور كار را دارد پس راه آن را باز گذاردند تا برفت و گذارش به خانهء ساعديان افتاد و سعد بن عباده و منذر بن عمرو در ميان مردانى از ساعديان به او برخوردند و گفتند اى رسول خدا به نزد ما آى كه تو را شمارهء پيروان كافى و پشتوانهء فراوان و نيروى دفاعى بسيار نزد ما هست گفت راه آن را باز گذاريد كه خود دستور كار را دارد پس راه آن را باز گذاردند تا برفت و رو يا روى خانهء حرثيان خزرجى رسيد و سعد بن ربيع و خارجة بن زيد و عبد اللَّه بن رواحه در ميان مردانى از حرثيان خزرجى به او برخوردند و گفتند اى رسول خدا به نزد ما آى كه شمارهء پيروان كافى و پشتوانهء فراوان و نيروى دفاعى بسيار برايت داريم گفت راه آن را باز گذاريد كه خود دستور كار را دارد پس راه آن را باز گذاردند تا برفت و به سراى بنى عدى بن نجار رسيد و سليط بن قيس و ابو سليط اسيرة بن ابى خارجه در ميان مردانى از بنى عدى به او برخوردند و گفتند اى رسول خدا به نزد دائىها و بستگان مادرىات بيا كه شمارهء پيروان كافى و نيروى دفاعى بسيار و پشتوانهء فراوان برايت دارند گفت راه آن را باز گذاريد كه خود دستور كار را دارد پس راه آن را باز گذاردند تا برفت و به سراى بنى مالك بن نجار رسيد و همينجائى خوابيد كه امروز درب مسجد او ( ص ) است و آن روزها جائى بود براى خشك كردن خرما كه به دو كودك يتيم از نجاريان بنام سهل و سهيل پسران عمرو تعلق داشت و چون شتر فرو خوابيد ، رسول خدا بر روى آن همچنان
الغدير ( فارسي ) — صفحة 161 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)