تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
ماند و فرود نيامد تا دوباره شتر بر جست و راهى نه چندان دراز بپيمود رسول خدا ( ص ) همچنان افسار او را رها كرده بود و جلوى او را نمىگرفت تا شتر به پشت سرش رو گرداند و برگشت به همانجائى كه نخستين بار فرو خوابيده بود پس در همانجا دوباره فرو خوابيد و در جاى خود آرام گرفت - و بر زمين ماند ( 1 ) و جران خود ( 2 ) را بنهاد و اين هنگام رسول خدا ( ص ) از آن به زير آمد پس ابو ايوب انصارى - خالد ابن زيد - بارهاى او را برگرفت و در خانهء خود نهاد و رسول خدا ( ص ) نيز بر او وارد شد و پرسيد اين زمينى كه براى خشك كردن خرما به كار مىرود از كيست معاذ بن عفراء گفت اى رسول خدا از سهل و سهيل دو پسر عمرو است كه دو يتيمند و من سرپرستشانم من آن دو را راضى مىكنم كه آن را بدهند تا مسجدى اختيار كنى . بنگريد به سيرة ابن هشام 2 / 31 - 114 ، تاريخ طبرى 2 / 233 - 249 ، طبقات ابن سعد 1 / 201 - 224 عيون الاثر 1 / 152 ، 159 كامل از ابن اثير 2 / 38 - 44 تاريخ ابن كثير 3 / 138 - 205 ، تاريخ ابو الفدا ، ج 1 124 - 121 ، الامتاع از مقريزى ص 30 - 47 ، سيرهء حلبى 2 / 3 - 61

11 بوبكر سالخورده تر از پيامبر

از زبان يزيد بن ( 3 ) اصم آورده‌اند كه پيامبر ( ص ) به بوبكر گفت من از تو بزرگترم يا تو از من ؟ گفت بلكه تو از من بزرگتر و ارجمندتر و نيكوترى و من از تو سالمندترم . اين گزارش را ابن ضحاك آورده و ابو عمر نيز در استيعاب آن را ياد كرده
هامش
( 1 ) يا چنانچه ابن اثير نوشته : با فرياد و بانگ برگشت . ( 2 ) جران بر وزن كتاب به گفتهء سهيلى گردن شتر است و به گفتهء ديگران آن قسمت از سينه و گلوى او است كه به زمين مىرسد . ( 3 ) در رياض بجاى آن زيد نوشته و صحيح يزيد است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 162 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)