45 - عبد الرحمن بن عوف 46 - زبير بن عوام
47 - ابو سبرة بن ابى رهم 48 - مصعب بن عمير
49 - ابو حذيفة بن عتبة 50 - سالم بردهء بو حذيفه
51 - عتبة بن غزوان 52 - عثمان بن عفان
53 - انسة غلام رسول خدا 54 - ابو كبشه غلام رسول خدا
رسول خدا ( ص ) پس از هجرت اصحابش خود در مكه درنگ كرده چشم به راه بود تا دستورى براى كوچيدن خودش برسد و هيچكس از مهاجران در مكه با او نماند مگر كسانى كه گرفتار بودند يا توشهء راه نداشتند . البته على بن ابيطالب و بوبكر بن ابى قحافه ( ض ) نيز مانده بودند تا روزى فرا رسيد كه خدا به رسول خود ( ص ) اجازه داد از ميان قوم خود از مكه كوچ كند و بيرون شود ، آنگاه كه او ( ص ) خود بيرون شد هيچكس از بيرون شدن او آگاهى نيافت مگر على بن ابيطالب و بوبكر صديق و خانوادهء بوبكر . اما على را رسول خدا ( ص ) از بيرون شدن خويش خبر داد و او را بفرمود كه پس از او در مكه بماند تا امانتهائى را كه از مردم نزد رسول خدا ( ص ) بود به ايشان بر گرداند زيرا چون مردم مكه از راستى و درستكارى رسول خدا ( ص ) اطمينان داشتند اين بود هر كس چيزى گرانبها داشت كه از تلف شدن آن مىترسيد آن را به امانت بنزد او ( ص ) نهاده بود .
چون رسول خدا ( ص ) آمادهء خروج شد با بوبكر بدر آمد و روانهء غار ثور گرديد كه در كوهى در جنوب مكه قرار داشت پس وارد آنجا شدند و رسول خدا ( ص ) با دوست خود سه روز در آنجا درنگ كرد .
سپس راهنماى آن دو - عبد اللَّه بن أرقط - ايشان را به راه انداخته راه بخشهاى پائين مكه را در پيش گرفت و سپس آن دو را به كرانهء پائين عسفان ( 1 ) برد و آنگاه به نواحى پائين أمج ( 2 ) و سپس آن دو را گذر داده پس از گذر دادن ايشان از قديد ( 3 )
هامش
( 1 ) بر وزن عثمان ، جائى است در دو منزلى مكه .
( 2 ) بر وزن حسن شهرى است در حومهء مدينه
( 3 ) بر وزن حسين جايگاه آبى است ميان مكه و مدينه كه خانههاى خزاعيان در آنجا بوده