آشكار نامهء گرامى خدا ( 1 ) - و بر كنار از هر ناپاكى - با نگرش به آيهء پاك نمائى - ( 2 )
چرا نخواست آن گوى را به سوى او بيافكند تا توده را در راهى هموار رهسپار كرده در شاهراهى روشن به گام زدن وا دارد و راه راست را در پيش رويشان بگشايد تا او را رهنمائى ره يافته ببيند تا ايشان را به بهشت برساند كه همهء اينها را بزرگترين پيامبران - درود خدا بر وى و خاندانش - دربارهء او گفته بود و بخشى از آن در جلد نخست ص 36 و 37 از برگردان پارسى گذشت
ولى بازرسى خانهء فاطمه - درود خدا بر وى - خوش نداريم با پيش كشيدن آن تيره روزىها دلها را بخراشيم و همانچه را پيشتر در جلد 5 ص 183 تا 185 از برگردان پارسى و در ص 268 تا 273 و از ص 300 تا 307 از جلد 13 آوردهايم بس مىدانيم .
و فشردهء آن گزارش سهمناك اين كه بانوى راسترو - درود خدا بر وى - در گذشت و با دلى كه از انجام دهندهء اين كار پر از خشم بود و او - درودهاى خدا بر وى - پس از هر نمازى كه گزارد بر او نفرين فرستاد ( 3 ) .
و اگر به شگفت مىآئى جا دارد كه مىبينى اين دار و دسته ، اين رسوائىها را در جائى به بار آورده و در آن درماندند كه آواى پيامبر - درود خدا بر وى و خاندانش - گوشها را پر كرده بود كه مىگفت : هر كس اين بانو را مىشناسد كه شناخته ، و هر كه او را نشناخته بداند كه او پارهء تن من است و دلم ، و جانى كه در ميان دو پهلويم است هر كه او را آزرد مرا آزرده .
و مىگفت : فاطمه پارهء تن من است هر چه او را ناخوش بيايد مرا ناخوش آمده و هر چه او را بيازارد مرا آزرده .
و مىگفت : فاطمه پارهء تن من است هر كه او را خشمناك ساخت مرا خشمناك ساخته
هامش
( 1 ) ن : در آيهء مباهله « نفرين فرستى » در سورهء 3 - آل عمران - آيهء 61 .
( 2 ) ن : سورهء 33 - احزاب - آيهء 33 .
( 3 ) ن : « الامامة و السياسة » ج 1 ص 14 « رسائل الجاحظ » ص 301 « اعلام النساء » ج 3 ص 1215 .