تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
پديد آورد گفت : « يكى از كنديان را آوردى كه روى از كيش ما بگردانيد و پيمان شكنى را به بالاترين جاى آن رسانيد كه بيرون شدن از آئين باشد پاداش پيمان شكنىاش آن بود كه جان او را زنده بدارى و دستمزد بيرون شدنش از آئين اين بود كه دوشيزه اى را به همسرى او در آرى . و اگر او از گرفتن آن زن و پذيرفتنش به همسرى خويش سر باز مىزد . البته كابين او را نيز از خويش مىدادى ! و اگر بيش از اين مىخواست ده تا مانند آن را نيز به همسرى او در مىآوردى و باز ده تا ديگر هم در پى او مىفرستادى ! بوبكر را بگو كه پس از اين كار خويش ، قريش را زشت نمودى و نام آورى و آوازهء نيكوى آن را به گمنامى دگرگون گردانيدى اگر تو در پى سر افرازى بودى آيا در ميان تيرهء خودت ( تيميان مره زاده ) هيچكس ديگر نبود كه خواهرت را به او دهى ؟ اگر پس از آن كه او را به نزد تو آوردند مىكشتى . البته براى خواهرت نامى نيكو فراهم مىآوردى و اندوخته اى شايسته مىنهادى . ولى اينك آن چه را با كندى كردى كارى بايسته بر تو مىشناسد . كه در برابر انجام آن نه ستايشى براى خود فرا گرفتى و نه پاداشى دارى . » ( 1 )

سه زمينهء بازپسين

آن سه زمينهء بازپسين ، كه جانشين پيامبر آرزو كرده است كه كاش
هامش
( 1 ) ن : « تاريخ طبرى » ج 3 ص 276 « ثمار القلوب ميوه‌هاى دلها » از ثعالبى ص 69 « الاستيعاب » ج 1 ص 51 « الكامل » از « ابن اثير » ج 2 ص 160 « مجمع الامثال » از ميدانى ج 2 ص 341 « الاصابة » ج 1 ص 51 و ج 3 ص 630 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 11 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)