پديد آورد گفت :
« يكى از كنديان را آوردى كه روى از كيش ما بگردانيد
و پيمان شكنى را به بالاترين جاى آن رسانيد كه بيرون شدن از آئين باشد
پاداش پيمان شكنىاش آن بود كه جان او را زنده بدارى
و دستمزد بيرون شدنش از آئين اين بود كه دوشيزه اى را به همسرى او
در آرى .
و اگر او از گرفتن آن زن و پذيرفتنش به همسرى خويش سر باز مىزد .
البته كابين او را نيز از خويش مىدادى !
و اگر بيش از اين مىخواست ده تا مانند آن را نيز به همسرى او در مىآوردى
و باز ده تا ديگر هم در پى او مىفرستادى !
بوبكر را بگو كه پس از اين كار خويش ، قريش را زشت نمودى
و نام آورى و آوازهء نيكوى آن را به گمنامى دگرگون گردانيدى
اگر تو در پى سر افرازى بودى آيا در ميان تيرهء خودت ( تيميان مره زاده )
هيچكس ديگر نبود كه خواهرت را به او دهى ؟
اگر پس از آن كه او را به نزد تو آوردند مىكشتى .
البته براى خواهرت نامى نيكو فراهم مىآوردى و اندوخته اى شايسته
مىنهادى .
ولى اينك آن چه را با كندى كردى كارى بايسته بر تو مىشناسد .
كه در برابر انجام آن نه ستايشى براى خود فرا گرفتى و نه پاداشى دارى . » ( 1 )
سه زمينهء بازپسين
آن سه زمينهء بازپسين ، كه جانشين پيامبر آرزو كرده است كه كاش
هامش
( 1 ) ن : « تاريخ طبرى » ج 3 ص 276 « ثمار القلوب ميوههاى دلها » از ثعالبى ص 69 « الاستيعاب » ج 1 ص 51 « الكامل » از « ابن اثير » ج 2 ص 160 « مجمع الامثال » از ميدانى ج 2 ص 341 « الاصابة » ج 1 ص 51 و ج 3 ص 630 .