و حذيفة بن محصن را به جاى او گذاشت و خود رسول خدا ( ص ) عمرو بن عاص را به كار گزارى عمان فرستاد كه هنگام وفات رسول خدا ( ص ) نيز او فرماندار آنجا بود چنان كه حضرت در سال وفاتش عكرمه را مأمور صدقات هوازن گردانيد .
و نيز عمر ، عثمان بن ابى العاص را در سال 15 كارگزار عمان و بحرين گردانيد با آنكه پيامبر ( ص ) او را به كارگزارى طائف فرستاده و پس از وفات وى ( ص ) ابوبكر نيز او را در سمت خود تثبيت كرد .
و هم عمر ، عبد اللَّه بن قيس را كه ابو موسى اشعرى باشد به كارگزارى بصره فرستاد سپس عثمان او را بر كنار كرده و به كار كوفه گماشت سپس على ( ع ) او را از آنجا برداشت در حالى كه پيامبر خدا ( ص ) او را به كارگزارى در بلوكهاى يمن گماشته بود .
ابو الفدا در تاريخ خود : 1 / 166 مىنويسد عثمان يكسال فرمانداران عمر را در جاى خود گذاشت زيرا خواست به وصيت وى در اين باره عمل كرده باشد سپس مغيرة بن شعبه را از كوفه برداشت و سعد بن ابى وقاص را منصوب كرد سپس او را نيز عزل كرد و برادر مادرى خود وليد بن عقبه را به فرماندارى كوفه گماشت .
بنگريد به تاريخ طبرى و كامل ابن اثير و استيعاب و اسد الغابه و تاريخ ابو الفدا و تاريخ ابن كثير و اصابه و جز اينها از كتابهاى تاريخ و زندگى نامههاى گسترده .
نمونه هائى كه آورديم نظاير بسيار دارند پس عزل كسانى كه بر گماشتهء رسول بودند در مورد اسامه كار تازه اى نبود زيرا او هم يكى بود مانند همه و هر حق و تكليف و سود و زيانى كه براى همه بود براى او هم بود .
پس اين كه خليفه براى باقى گذاشتن او در منصب خويش اكتفا كرده به اين كه بگويد : رسول خدا ( ص ) اين منصب را به او داده درست نبود مگر بگويد مصلحتى كه آن روز رسول خدا بخاطر آن ، اسامه را امارت داد هنوز باقى است و اين هم نه نيازى به آن داشت كه عمر را به باد دشنام گيرد و نه ريش او را چنگ بكشد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٩٦