تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣
بودم آيا انصار نيز در اين كار بهره اى دارند ؟ و دوست داشتم از وى در بارهء مرده ريگ دختر برادر و عمه پرسشى كرده بودم زيرا دل خودم براى پاسخ به اين دو پرسش آرام نمىگيرد . اين گزارش را ابو عبيد در « الاموال » ص 131 آورده است - و نيز طبرى در « تاريخ » خود ج 4 ص 52 و ابن قتيبه در « الامامة و السياسة » ( 1 ) ج 1 ص 18 و مسعودى در « مروج الذهب » ج 1 ص 414 و ابن عبد ربه در « العقد الفريد » ج 2 ص 254 . ميانجيان گزارشگر آن نيز همگى از مردانى هستند كه مىتوان به سخنشان پشت گرمى داشت و چهار تن از ايشان نيز كسانىاند كه نگارندگان شش « صحيح » گزارشهاشان را سرمايهء آئين مىشناسند . امينى گويد در اين گزارش 9 چيز است كه سه از آن ميان را جانشين پيامبر در روزى كه بايد به كار بندد نمىدانسته كه ما دربارهء يكى - زنده سوزاندن فجأة - با گستردگى سخن رانديم . ولى اين كه آرزو كرده است اى كاش كار را به گردن يكى از آن دو مرد مىافكند مىرساند كه اين جانشين پيامبر در بازپسين روزهاى زندگىاش دريافته است كه كارى كه به آن برخاسته ( جانشينى پيامبر و انجام كارهاى او پس از مرگش ) بر بنياد آئين خدائى نبوده است زيرا بر گزيدن جانشين و كسى كه پس از مرگ ديگرى بايد به كار او برخيزد با خود همان كسى است كه پس از او به جانشينى نيازمنديم و بايد پس از او به كار وى برخيزد و اين همان چيزى بود كه دوم جانشين پيامبر پس از روزگارى دراز آن را دريافت و گفت : دست فرمانبرى دادن مردم به بوبكر ، كار و رويدادى بىانديشه و ناگهانى بود همانند آنچه نادانان پيش از اسلام مىكردند ولى خداوند ، مردم را از بدى آن نگاهداشت
هامش
( 1 ) برگرديد به ج 13 از برگردان پارسى غدير زير نويس ص 174 ( م )