بندگان را سروريد
و در پيكارها به شيران مىمانيد
آن تلاشها بود كه راه راست را بر آفريدگان روشن ساخت
و خدا پرستان را در آن به گام زدن وا داشت .
و اينك از سرودههاى ( مغامس ) مايههاى دست نخورده اى را مىنگريد
كه از انديشه اى به سان دلبران گريز پاى سرچشمه مىگيرد
و همچشمى كنندگان و رشگ برندگان با او نيز برترى آنها را
مىپذيرند .
بوئى از رسانائى شخصيت شما به آنها رسيده و رسايش نموده
و نمائى از زيبائى شما آنها را آراسته گردانيده و دل انگيزترش
ساخته است
بر آنها بانگ زده و آواى خويش را به آنها رسانيدم تا به پاسخ من
شتافتند ،
به سان سنگى كه چون چخماق آتش زنه به آن رسد اخگر خود را
دريغ نمىدارد
بازارى داغ يافته و چون در ستايش شماست
بيم نمىرود كه گرمى بازارش را از دست بدهد .
خدا بيامرزد هر كه را - با خامهء خويش - به آن يارى دهد
و اميد است از كمك آن بىبهره نگردد .
براى گناهان بزرگ كه با انجام آنها آسايش از دلم رخت بر بست
و جانم ناآرام شد ميانجى من باشيد
و براى همان لغزشها كه اگر بر كوهها بار كنند
پاره پاره مىشود و سنگهايش مىگدازد
بسى دور است روانى از شفاعت نياى شما بىبهره بماند
الغدير ( فارسي ) — صفحة 64
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٦٤