تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
چنين نمايش دادند كه سفارش پيامبر ستوده را پذيرفته اند ولى در دل خويش كينهء خاندان محمد را نهان مىداشتند تا آن گاه كه پيامبر در گذشت و كينه‌هاى خود را - در ستم به دست سپاهيانشان - آشكار كردند . جانشينى پروردگار و سرپرست خويش را با بينشهاى تاريك و راه گم كرده از او باز داشتند فراسوى هم آمدند تا فاطمه را از رسيدن به حقش جلوگيرى كنند و به اين گونه ؛ زندگى او را با دلگيرىها در آميختند تا از اندوه جان سپرد و پس از مرگ ، فرزندانش را سر بريدند و حسين را كشتند . - و فردا - در ميان توده اى گمراه - كه تباهى در ميانشان راهى دراز پيموده بود . شوهر او را به ناسزا ياد كردند ، - راستى را - در ميان گفته‌هاى پيشينيان به سخنى استادانه برخوردم كه خوش دارم آن را بياورم . « آيا بر فراز منبرهائى - آشكارا - به دشنام او مىپردازيد كه چوبهاى آن را نيروى شمشير او بر پاى داشته و به هم پيوسته ؟ » ( 1 ) اى خاندان محمد و اى سرورانى كه - در برترى و استوارى - بر همهء آفريدگان پيشى گرفتيد ! شما چراغهاى تاريكىها هستيد و شما بهترين مردم و مايهء سرافرازى آنانيد . و برجستگان آنان و بردباران و دانشوران و فرزانگان و پارسايان و پرهيزگاران .
هامش
( 1 ) ن - اين تك سرود از چكامه اى گرفته شده كه ابو محمد عبد اللَّه پسر محمد پسر سنان خفاجى حلبى - خدا بيامرز - در گذشته در سال 466 آن را ساخته .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 63 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)