اى خاندان طه ( 1 ) ! ناگوارىهائى كه شما ديديد ، تلخىها و گرفتارىهائى
بود كه حق كشىها براى اسلام پديد آورد .
اى آنان كه در هنگام دشوارىها پشتيبان منيد ! چون دههء محرم روى
آرد از سر اندوه بر شما مىگريم و زارى مىنمايم
تا آنگاه كه خود زندهام بر شما گريه خواهم كرد و پس از مرگم نيز
سرودهها و سوگنامه هايم بر شما خواهند گريست .
اى خاندان طه ! عروسانى كه از پرده ى انديشه ى صالح - پسر عرندس -
روى نمود - با پذيرفته شدن در پيشگاه شما - كابين خود را گرفته اند
گويندگان چگونه توانند منش و ستايش شما را بنمايند ، كه ستايشگر
نام شما فرازهاى قرآن است .
زادگاه شما ريگزار مكه است و صفا و زمزم و خانهء ارجمند خداوند -
و سنگ آن
- براى بازگشت پس از مرگ - شما را دست افزار رستگارى گردانيدم
و خنك كسى كه شما اندوخته و پشتوانهء او باشيد .
هر تازه اى كه بماند كهنه مىشود و مهر شما در دل من آن نو است كه
روزگار كهنه اش نتواند كرد .
تا آنگاه كه آذرخشى مىدرخشد و گرههاى ابر باز مىشود و دانه هاى
باران را مىپراكند درود خدا بر شما باد !
پايان
و باز او را چكامه اى است در سوك حسين - درود بر وى - كه از آن است :
‹ 35 › آن كه مرا در كار دلدادگىام سرزنش مىكرد خود دل به او باخت ،
شب را بيدار ماند و از آن پس بر شيفتگى من خرده نگرفت .
هامش
( 1 ) اين واژه - در زبان تازى - فرمان « آرام كن » را مىرساند و به گفته ى برخى نيز نامى است براى پيامبر كه در آغاز سورهء 20 آمده است .