تو همان كشتى هستى كه هر كس راستى خود را به آن آويخت رستگارى يافت
و هر كه از آن بگشت در گرداب بدىها افتاد . ،
انديشمندان از فروغ برترى تو بر مىگيرند
و از نشانههاى خدايگان دانش مىربايند
اگر روشنگرى تو نبود كارها همه به گونه اى سر در گم كننده به هم
مىآميخت
نه پيش از تو براى انديشهها خواهشى هست
و نه پس از تو براى نگرندگان پژوهشى . ،
فرازها و نامههاى آسمانى دستور فرمانروائى تو را آوردند
برخى به آن گرويدند و برخى از باور داشتن باز ايستادند
و اگر تو نبودى هيچ روزى نه آن هماهنگى بود و نه اين ناسازگارى ( 1 )
زيرا مردم در همه هنگام پراكندهاند جز به گاه سخن از تو كه همداستان
مىگردند ( 2 )
تا برخى در بهشت جاى گرفتند و برخى در دوزخ ،
بهترين آفريدگان گروهىاند كه راه تو را پيش گرفتند
و بدترينشان آنان كه بر كاستن از جايگاه تو همداستان شدند
گروهى نيز - از نادانى - آنچه را شنيدند به گونه اى نادرست باز
گردانيدند
پس مردم دربارهء تو سه دستهاند يكى آنان كه به جائى و الا رسيدند
و ديگر آنان كه به نادانى و ناپاكى آلوده گرديدند ،
واى بر آن گروه ! چه انگيزه اى از راه راست باز مىداردشان ؟ !
اگر پيروى تو را كنند چه بسيار سود مىبرند
اى آن گروهى كه جايگاه وى به نافرخندگى گمراهش كرده !
هامش
( 1 ) مردم در اين باره كه بايستى از تو سخن برانند همداستانند ولى در اين كه چه بگويند ناهماهنگ ( برگرديد به ص 106 و زيرنويس آن )
( 2 ) مردم در اين باره كه بايستى از تو سخن برانند همداستانند ولى در اين كه چه بگويند ناهماهنگ ( برگرديد به ص 106 و زيرنويس آن )