تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
نشانه هائى اى مرد . و گريه كن بر اين ماه هائى كه در خاك غروب كرده بعد از كمالش كه نورشان تاريكىها را فرا ميگرفت . ‹ 115 › و گريه كن لبهائى را كه از تشنگى تر نشدند ولى بر آنها از جريان خون ترى و رطوبت بود . اى آل احمد اى كشتيهاى نجات و كسانى كه بعد از پروردگار عرش بر ايشان اعتماد دارم . و حق شماست كه ماه محرم بر من طلوع نكند مگر آنكه مرا چشمانى باشد كه به بيخوابى سرمه شود . و طلوع نكند بما مگر آنكه از مژگانم اشك در گونه‌ام شروع و چون باران تند جارى باشد . براى اندوه و مواسات با شما و براى مملوك و غلام بخلى در ريختن اشك بر مالكينش نباشد . ‹ 120 › پس اگر يارى من از شما فوت شد پس مدح و ثناى من به بزرگى شما همواره ما دامى كه زنده باشم متّصل است . پس پيشكش شما از ( على ( ع ) ) بنده غلام شما اين قصيده ممتازيكه مدح و غزل دلپذير است . رقيق و روانست پس معنائى نيكو و روان دارد كه شيبه نيست بهفت قصيده طولانى . من آن را مهيا كردم براى اينكه سپرى باشد از سوزش آتش بر افروخته و به آن اميدوارم بهشتى را كه جوىهايش عسل است . درود خدا بر شما باد ما دامى كه بلبلى بر گلى از خوشى نغمه سرائى كند و شب بر جهان پرده تاريكى افكند .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 395 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)