اينكه شتاب كند جغد در شاهين اگر پيروز شود پيروز شدنى و نه شيريرا كه بزغاله او را غافلگير كند .
نه چنين فكرى نميكردم و خيال نميكردم دريائى از تشنگى بميرد و حال آنكه از آن آبيارى به تندرستان اتصّال داشت .
پس ايكاش چشم تو بعد از محجوب شدن ما را اسير ميديد كه اشرار و فرومايگان ما را ميكشند .
ما را سير ميدادند بر شتران بى جحاز و راننده شتران نه مدارا ميكرد و نه مهلت ميداد .
‹ 105 › پس ايكاش نديده بودى كوفه را و ما را نميديدى كه با سرعت بسوى ابن زياد لئيم با خوارى مىبرند .
آيا سبط پيامبر تشنه لب كشته شود و از خون او شمشيرها و گل - هاى پژمرده زمين سيراب شوند .
و روى خاك منزل نمود بدون غسل و كفن ولى براى او از خون گلو غسل بود .
و اسير شدند به زمين داغ كربلا زنان او و در جلوى زنان بنى اميّه پردهها آويخته بود .
‹ 110 › قسم ميخورم به خدا و پيامبر هادى و بشير و خانهء خدا كه طواف آن نمايند پا برهنه و با نعلين .
اگر اوّلىها پيمان وصى را نشكسته بودند و از قديم اوّلى ستم نكرده بود .
قومى فرزندان على ( ع ) را شديدا منع نكرده بودند از آبشخوارهائى كه تشنگان به آن سيراب ميشوند .
اى رفيق من طواف بده مرا هر گاه بكربلا آمدى بر اين قبرها و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 394
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٩٤