تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
اينكه شتاب كند جغد در شاهين اگر پيروز شود پيروز شدنى و نه شيريرا كه بزغاله او را غافلگير كند . نه چنين فكرى نميكردم و خيال نميكردم دريائى از تشنگى بميرد و حال آنكه از آن آبيارى به تندرستان اتصّال داشت . پس ايكاش چشم تو بعد از محجوب شدن ما را اسير ميديد كه اشرار و فرومايگان ما را ميكشند . ما را سير ميدادند بر شتران بى جحاز و راننده شتران نه مدارا ميكرد و نه مهلت ميداد . ‹ 105 › پس ايكاش نديده بودى كوفه را و ما را نميديدى كه با سرعت بسوى ابن زياد لئيم با خوارى مىبرند . آيا سبط پيامبر تشنه لب كشته شود و از خون او شمشيرها و گل - هاى پژمرده زمين سيراب شوند . و روى خاك منزل نمود بدون غسل و كفن ولى براى او از خون گلو غسل بود . و اسير شدند به زمين داغ كربلا زنان او و در جلوى زنان بنى اميّه پرده‌ها آويخته بود . ‹ 110 › قسم ميخورم به خدا و پيامبر هادى و بشير و خانهء خدا كه طواف آن نمايند پا برهنه و با نعلين . اگر اوّلىها پيمان وصى را نشكسته بودند و از قديم اوّلى ستم نكرده بود . قومى فرزندان على ( ع ) را شديدا منع نكرده بودند از آبشخوارهائى كه تشنگان به آن سيراب ميشوند . اى رفيق من طواف بده مرا هر گاه بكربلا آمدى بر اين قبرها و