تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
تا وقتى كه جنگ در ميان ايشان از بامداد از پاى آن پرده برداشت و افروخت از روشن كردن آن شعله هائى . پيشى گرفتند جوانان روشن ضميرى از پيش روى او كه بزرگ منش بودند نه ميل به دنيا كردند و نه عهدشكنى نمودند . مثل آنكه حلوائى براى خودشان جمع كردند از قبل مرگ از كندوهاى عسل . ‹ 65 › پوشيدند در متن مسابقات لباس كامل را و از گناه خود را نگهداشتند . و طلاق گفتند در مقابل او دنياى پست را و رفتند بسوى بهشت فردوس و كوچ كردند از اين جهان . ديدند حور العين را در بالاى بهشتهائى كه براى آن نمايان شد پس جان دادن بر ايشان آسان شد . جارى شد بر روى زمين خونهاى پاك و گرانقدر ايشان پس از جهت مقام و الا شدند به آنچه كردند . اگر كشته شدند چه اندازه كه در هر معركه ايكه جنگ كردند و براى شماست كه چه اندازه از دين بر كشته گان را كه كشتند . ‹ 70 › افسوس بر سبط پيامبر خدا در حالى كه تنها در ميان سركشان مانده و راه‌ها بر او بسته شده بود . ميانداخت دشمنانرا بقلبيكه شكى در آن نبود بيم و ترسى و ترس و بيمى براى او نبود . مثل آنكه هر وقت با اسبش حمله ميكرد سيلى است كه در پيش امواجش كوهى استوار است . انداخت شمشير را برايشان در حال ركوع پس بر خاك فرود آمد به حالت سجده از بالاى بلنديها
الغدير ( فارسي ) — صفحة 391 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)