تا وقتى كه جنگ در ميان ايشان از بامداد از پاى آن پرده برداشت و افروخت از روشن كردن آن شعله هائى .
پيشى گرفتند جوانان روشن ضميرى از پيش روى او كه بزرگ منش بودند نه ميل به دنيا كردند و نه عهدشكنى نمودند .
مثل آنكه حلوائى براى خودشان جمع كردند از قبل مرگ از كندوهاى عسل .
‹ 65 › پوشيدند در متن مسابقات لباس كامل را و از گناه خود را نگهداشتند .
و طلاق گفتند در مقابل او دنياى پست را و رفتند بسوى بهشت فردوس و كوچ كردند از اين جهان .
ديدند حور العين را در بالاى بهشتهائى كه براى آن نمايان شد پس جان دادن بر ايشان آسان شد .
جارى شد بر روى زمين خونهاى پاك و گرانقدر ايشان پس از جهت مقام و الا شدند به آنچه كردند .
اگر كشته شدند چه اندازه كه در هر معركه ايكه جنگ كردند و براى شماست كه چه اندازه از دين بر كشته گان را كه كشتند .
‹ 70 › افسوس بر سبط پيامبر خدا در حالى كه تنها در ميان سركشان مانده و راهها بر او بسته شده بود .
ميانداخت دشمنانرا بقلبيكه شكى در آن نبود بيم و ترسى و ترس و بيمى براى او نبود .
مثل آنكه هر وقت با اسبش حمله ميكرد سيلى است كه در پيش امواجش كوهى استوار است .
انداخت شمشير را برايشان در حال ركوع پس بر خاك فرود آمد به حالت سجده از بالاى بلنديها
الغدير ( فارسي ) — صفحة 391
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٩١