تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
دين سست و منحرف و كج شده بود . پارساء بزرگوار و دلير وقتى كه آنان عهد شكنى كردند و شير شرزه و قهرمان شجاع بود . كسى كه زنده گى نكرد در ميان گمراهان نادان و ستمكاران و اقتدا نكرد انديشه‌هاى او بت را ، معاف داشتند او را و حال آنكه او در كودكى سالمترين مردم بود در ميان آنان و بالاترين محل درس كهولت ، و اينكه او همواره داراى حلم و كرامت بود بدى را به خوبى تلافى نموده و تحمّل بدى مينمود . ‹ 55 › تا آنكه از دنيا رفت و او مظلوم بود و بعد از او بحسين ظلم كردند و ستم متصّل بود . از بعد از آنكه او را وعده يارى دادند و نامه‌ها بسوى او نوشته و قاصدها رفت و آمد ميكردند . پس ايكاش نگه ميداشت دست خود را روزى از رعايت ايشان و شترى از ايشان نزديك او نميشد . مردميكه بازار نفاق بايشان گرم و پر خريدار بود و از سرشتشان تقلَّب و فريب دريافت ميشد . قسم به خدا كه يكروز صله نكرد قرابت و خويشاوندى او را ولى به كسانى كه بدى به آنها كردند صله نمودند . ‹ 60 › و حرام كردند آب فرات را بر او و براى سگها راه‌هاى وسيعى بود براى ورود بفرات . و او را نگه داشتند در حالى كه زمين بر او تنگ شده بود از ايشان بر وعده ايكه از پيش داده بودند .