تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
پس فرزندان تيم كجا و خلافت و حكومت الهى كجا اگر مردم نادانى نبودند ، ‹ 40 › مردميكه داراى افتخار و زهد و پارسائى و متانت و علم و دانش و عمل نبودند . و بعضى از آنها گفتند ( اقيلونى ) مرا واگذاريد كه من مرد خوبى نيستم و حال آنكه او خوشحال بود بخلافت و شادى ميكرد ، و همانكه اقاله ميكرد واگذار كرد آن را بدومى پس در كدام يك از دو قولش آنمرد راست گفته است ، سپس پيروى كرد او را عدى ( عمر ) از عداوتش و از شكافتن خلافت باب دشمنى و مجادله را گشود ، روش او نشان داد هدف و سيره او را كه به آن حركت ميكرد پس رخنه و سوراخى را از حوادث مسدود نكرد ، ‹ 45 › جمع كرد مشورت در شوراء ‹ 6 نفرى را ) پس پسر اميّه ( عثمان ) آن را به گردن گرفت و همينطور كينه‌ها منتقل شد ، دست بدست گردانيدند خلافت را بر ستمكارى وارث گذاردند بعضى براى برخى ديگر پس بد حكومت و دولتى بودند ، و صاحب امر و كسى كه درباره او تصريحى باذن خدا شده بود از حكومت الهى دور و معزول گرديد ، و او برادر پيامبر و بهترين جانشينان و كسى كه بپارسائى او در ميان مردم ضرب المثل بود ، و پيشقدمترين مردم در اسلام از جهت پيشى گرفتن در حالى كه مردم همگى مشغول پرستش « لات و عزّى » بودند . ‹ 50 › و بلند كننده حق بعد از فرود آمدنش هنگاميكه عمود