پس فرزندان تيم كجا و خلافت و حكومت الهى كجا اگر مردم نادانى نبودند ،
‹ 40 › مردميكه داراى افتخار و زهد و پارسائى و متانت و علم و دانش و عمل نبودند .
و بعضى از آنها گفتند ( اقيلونى ) مرا واگذاريد كه من مرد خوبى نيستم و حال آنكه او خوشحال بود بخلافت و شادى ميكرد ،
و همانكه اقاله ميكرد واگذار كرد آن را بدومى پس در كدام يك از دو قولش آنمرد راست گفته است ،
سپس پيروى كرد او را عدى ( عمر ) از عداوتش و از شكافتن خلافت باب دشمنى و مجادله را گشود ،
روش او نشان داد هدف و سيره او را كه به آن حركت ميكرد پس رخنه و سوراخى را از حوادث مسدود نكرد ،
‹ 45 › جمع كرد مشورت در شوراء ‹ 6 نفرى را ) پس پسر اميّه ( عثمان ) آن را به گردن گرفت و همينطور كينهها منتقل شد ،
دست بدست گردانيدند خلافت را بر ستمكارى وارث گذاردند بعضى براى برخى ديگر پس بد حكومت و دولتى بودند ،
و صاحب امر و كسى كه درباره او تصريحى باذن خدا شده بود از حكومت الهى دور و معزول گرديد ،
و او برادر پيامبر و بهترين جانشينان و كسى كه بپارسائى او در ميان مردم ضرب المثل بود ،
و پيشقدمترين مردم در اسلام از جهت پيشى گرفتن در حالى كه مردم همگى مشغول پرستش « لات و عزّى » بودند .
‹ 50 › و بلند كننده حق بعد از فرود آمدنش هنگاميكه عمود
الغدير ( فارسي ) — صفحة 389
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٨٩