جلال تو تو را مقدم داشت و برترى داد ،
اگر حسد ورزيدند بر بلندى مقام تو پس جز اين نيست كه كسانى كه در مراتب پائين هستند رشگ ميورزند بكسيكه بالاى آنهاست ،
‹ 125 › مرده زنده كردن تو و خبر دادنت به نهانيها معذور ميدارد كسى را كه درباره تو غلو كرده است ،
و به برگردانيدن تو خورشيد تابان را بعد از غروب كردنش كه همه گواهى به بازگشت آن دادند ،
و به نفوذ فرمان در فرات در حالى كه آبش بالا آمده و لبريز شده بود و صبح كرد در حالى كه آبش پائين رفته و كم شده بود ،
و بآمدنت در شبى بمدائن براى غسل دادن سلمان وقتى كه از دنيا رفته بود ،
و حكايت اژدها موقعى كه آمد نزد تو براى كشف قضّيه اى كه ندانسته بود آن را ،
‹ 130 › پس حل كردى مشكل او را و برگشت بخوشحالى براى علم آن كه مجمل آن را تفصيل داده بودى ،
و شيرى آمد نزد تو در روزى و شكايت از سختى زايمان همسرش كرد پس دعا كردى برايش تا آسان شد بر او درد زايمان ،
و بلند شدى از بالاى بساط در حالى كه اهل رقيم را خطاب ميكردى پس بشتاب پاسخ تو را دادند ،
اى خطاب كننده گرگها در صحراها و سخن گوى با مرده گان در زير تودههاى خاك ،
ايكاش در ميان زندهها شما حاضر بودى و ميديدى كه حسين تو در زمين كربلا افتاده است ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 383
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٨٣