و كج از آن را ،
و حكومت كنم ميان مسلمانها به حكم قرآنشان حكميكه رسان و فصل نزاع كند ،
‹ 90 › تا آنكه كتابها بسخن آمده و اقرار كنند كه على ( ع ) امين راست گفت در آنچه تشريح كرده و تعليل آورد ،
پس مرا خبر دهيد از قرنهاى گذشته از پيش از آدم در زمانيكه گذشت ،
پس آيا گذشته گان و آينده گان احاطه بعلم او پيدا نمودهاند ،
و نگاهى به نهج البلاغه كن آيا خواهى ديد براى صاحبان بلاغت از آن بليغتر سخنى باشد ،
حكمهائيكه برابر آن ديگران گنگ و واپس مانده و سخنور فصيح را ساكت نموده است ،
‹ 95 › شرمنده شدند صاحبان انديشهها از آن پس هرگز نخواهى ديد برتر از آن كتابى جز قرآن نازل شده ،
و براى اوست قصهها و داوريهائيكه بازگو شد پيش آن پس مشگل آن را حل نمود ،
و در روز فرستادن مرغ بريان شده وقتى كه براى پيامبر آوردند و پاكترين خوراك بود ،
هنگاميكه پيامبر گفت بار خدايا بياور مرا محبوبترين كسى كه او را دوست دارى و من او را دوست دارم ،
اين قصه ئيستكه انس بن مالك آن را روايت كرده و آنچه او روايت كرده ساختگى و عوضى نيست ،
‹ 100 › و گواهى دشمن سرسخت فضيلتى است براى طرف پس
الغدير ( فارسي ) — صفحة 380
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٨٠