تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
‹ 135 › برهنه ايكه خاك كربلا ميپوشانيد او را بجاى لباس جانم قربان او كه لباس او را بغارت برده بودند ، افتاده روى سنگهاى داغ در حالى كه آغشته به خون و پيشانيش به خاك و شن آلوده بود ، تشنه ايكه اعضايش مجروح بود و غير از خون بدنش آبى براى او نبود ، و اسبها روى سينه اش را پامال كردند در حالى كه مدتها جبرئيل موكَّل تخت و گهواره او بود ، كشته شد آيا ندانستى براى چه گناهى پامال كردند سينه ئى را كه براى علم قصد او را ميكردند ، ‹ 140 › و بدندان او چوب خيزران ميزد در حالى كه چه اندازه پيامبر براى شرافتش آن را ميبوسيد ، و فرزندان او در زنجير اسارت طاغيان ناله كنان بودند و با شلاق آنان را پاسخ ميدادند ، و زنان او از اطرافش گريه ميكردند پدرم فداى زنان داغديده ناله كن باد ، ناله ميكردند بهترين سيد و آقا را از ساداتيكه مهاجرت كردند از منازلشان و مانوس شدند با وحشيان صحرا ، پدرم قربان ماه هائى باد كه در مدينه طلوع كردند و در زمين غاضّر به غروب نمودند ، ‹ 145 › شبران جنگيكه پاكدامنى آنها را شدت گرسنگى لمس نكرد و كسى كه به آنها وارد شود هرگز درمانده نگردد ، كسى كه برخورد كند بايشان بباران تندى برخورده از جهت بزرگوارى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 384 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)