جانم فداى اسيرى باد و ايكاش صورت و گونهام براى او در ميان محملها محملى بود ،
سوگند ميخورم بخداى بخشنده قسم راستى كه اگر فرعونهاى و طاغوتهاى اوّل نبودند ،
‹ 160 › قلب محمد درباره نوه اش مضطرب و پريشان نميشد و قلب على هم از مصيبت فرزندش به درد نميآمد ،
خيانت كردند پيمانهائى را كه با پيامبر بستند و آتشى جنگى افروختند كه هرگز شعله آن خاموش نشود ،
اى صاحب اعراف ايكسيكه بر او عرض مىشود هر مخلوقى خواه حق باشد خواه باطل ،
اى صاحب حوض كوثريكه براى حزبش مباح و حلال و منع مىكند از آن گناهكاران گمراه را ،
اى بهترين كسى كه لبيّك گفت و طواف كرد و سعى نمود و دعا كرد و نماز خواند و در حال ركوع صدقه داد ،
‹ 165 › دست يافتم از شما بحظَّ فراوانى منزّه است ، كسى كه بخشيد بخشش را و بسيار نمود ،
فرزندان دنيا مشغول شدند بمدح پادشاهنشان و منم آنكه هرگز بمدح غير شما مشغول نشوم ،
و آنها رفت و آمد كردند براى ورود بر آنها ليكن ايشان برگشتند در حالى كه تحصيل كرده بودند بر گفته هايشان چيز كمى را ،
و من اختصاص دادم بشما مدح خود را پس دفينههاى من پر بگرانترين ثوابها و حسنات است ،
و من به بركت شما بينيازم و احتياجى برايم نيست و كسى كه مالك و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٨٦