شهيد اوّل ( محمد بن محمد مكَّى صاحب لمعه ) معاصر او مقتول در سال 786 شرح يكى از قصائد اوست و آن غديريه دوّم ياد شده است و چون مترجم ( ناظم قصيده ) مطلع و آگاه بر اين شرح شد افتخار به آن نموده و شارح را بقطعهء مدح و تعريف نموده است .
قاضى ( نور الله شهيد ) در كتاب ( المجالس ) او را ياد و بعلم و فضل و ادب تمجيد و ستوده است و نيز استاد ما شيخ حّر عاملى در امل الآمل و ميرزا ( عبد الله افندى ) صاحب رياض العلماء و آقاى ما مولف رياض الجنّه و ابن ابى شبانه در تتميم امل و غيره ايشان هم ويرا ياد و توصيف كردهاند .
[ قصائد هفتگانهء علاء الدين حلى ]
و قصايد هفتگانه طولانى او كه اشاره بعدد آن در برخى از آن شده است و آن همانستكه صاحب ( رياض العلماء ) آن را به خط علَّامه شيخ محمد بن على بن حسن جباعى عاملى شاگرد ابن فهد حلَّى متوفى 841 ديده و ما مطلع شديم از آن بر چندين نسخه كه يكى از آن غديريه اول ياد شده او بود و براى توست شش غديريه باقى مانده .
قصيده اول
دوران كودكى رفت و عمرى سپرى شد و حركت نزديك و سفر تحليل رفت ،
و اركان و پايههاى نيرويم و اين شكوفائى جوانيم سست و پشتم خميده شده است ،
و كبوتران درخت كهنسالم از حسرت و افسوس گريستند وقتى طراوت سبزى آن پژمرده شد ،
و خالى شد از ميوه تازه پس نه ميوه ئيست كه چيده شود و نه گلى در آن ،